مادر و خواهرام هم گرفته بودن، از روز اول به همسرم گفتم برم خونه مامانم گفت نه، همینجا رعایت کن ولی از خونه نرو، بعد چند روز برادرش و مادرش هی بهش گفتن چرا نمیره خونه مادرش، چند باری بهم گفت منم گفتم برم باز گفت نه، پریشب برگشت گفت به نظرت کار درستی کردی که نرفتی؟؟!!! فکر نکردی منم ازت بگیرم، خیلی شوکه شدم، چون من به اصرار خودش موندم به خدا خیلی هم بهم سخت گذشت، دیروز تا حالا اومدم خونه مادرم میگه برگرد، ناراحت شده که چرا بی اجازه رفتی!!!!!میگه منو داغون کردی!!!! حالا چیکار کنم؟؟؟؟