من تازه شدم۲۳
۱۵سالم تازه شده بود ک ازدواج کردم عزیزم
سنتی بود
ولی علاقه وعشق بوجود اومد بعدش
فدات شم من عزیزم،گاهاب شوهرم میگم اتفاقا میگم ازخودم توقع همچین طاقت وتحملی ونداشتم ولی تونستم
خیلی سخته والانم فقط وابستگی اذیتم میکنه واینکه میگه دوستت دارم وسرهیچی زندگیمو خراب نکن...
همش حس میکنم دوس داشتنم یطرفه بوده ک همیشه من کوتاه اومدم