خانوما بعد دو روز زن پدرم از خونه زن عموم اومد خونمون
با زن عموم رفتن کلی لباس نوزادی و پوسک بچه خریدن
برای خودشم دو دست لباس حاملگی گرفته
حتی محلمون نداد رفت تمام وسیله ها رو گذاشت اتاق برادرم
البته با زن عموم اومدن خونمون
زن عموم اومد ب برادرم گفت این اتاقت ازین ب بعد برای مینا هست برادرم هیچی گفت گفت باشه
و زن پدرم اتاق برادرم رو تصاحب کرد
امروزم زن عموم قراره دوباره بیاد خونه ما و این خانم رو ببره بیمارستان