شوهرم ماموریته.
جاریمم از تهران اومده خونه مادرشوهر.
امروز عصر 1ساعت بچه ها رو گذاشتم خونه مادرشوهرم.
الان زنگ زدم برم دنبالشون،
مادرشوهرم گفت بچه ها تازه دارن باهم بازی میکنن. فعلا بذار باشن.
انتظار داشتم حداقل یه تعارف بزنه بگه خب تو هم تنهایی بیا اینجا.
ولی هیچی نگفت.
بینهایت دلم گرفت یهویی...