دیروزماسکپارچهاییراشستم،
موقعآبکشیزیادچلوندهبودمش،خشککهشدچروکموند.
موقعبیرونرفتندیدمچروکیصورتکم،
صورتخوشیندارد.شروعکردمبهاتوزدنش!
مندراینسالهاچیزهایزیادیرااتوکشیدهام.
حتیدستمالآشپزخانهرا،حتیجورابپشمیراو....
خیلیچیزهارا...
باخودفکرکردمزمانیچهقدراتوکردن«ماسکپارچهای»
میتوانستبعیدوعجیبباشددرذهنموحتیتصورش
خندهدار...چه قدربیملاحظهاستدنیا..!چهقدرسریع
رویشمیشودورقهارابرگرداند،
دغدغههارا،حساسیتهارا،ایکاشهارا،دلواپسیهارا،
آدمهارا..
چهقدرعجیب...
چهقدرکمحرف...
ممکناستورقبرگردد
چهبی ملاحظهاستدنیا........