2777
2789
عنوان

رمان

92 بازدید | 2 پست

رمان درباره ای دختری بود که رشته ای وانشناسی خوده بود و مطب داشت شوهرش اونو ول میکنه و به خارج از کشور میره وقتی که شوهرش میره میفهمه بارداره و بچش پسر خانواده دختره دختر رو طرد میکنن و دخاره پیش مادربزرگش زندگی میکنه اگر اسمش رو میدونین بگین

ننمیدونم..ولی بدجورحوصله ام سررفته دلمم ی رمان خوب میخواد

دیدی که سخت نیست تنها بدون من!!!دیدی که صبح میشود فردا بدون من !!!!       این نبض زندگی بی وقفه میزند!!!فرقی نمیکند بامن بدون من💕💕دیروز گرچه سخت...امروز هم گذشت....طوری نمیشود فردا بدون من💕💕💕💕       همیشه میگم مگه آخرش مرگ نیست پس میگذرم❤ به خودم ودنیا سخت نمیگیرم💖💖 توتاپیکایی که مادرا بهم احتیاج دارن سعی میکنم باتوجه به اطلاعاتم کمک کنم😇خوشحال میشم بتونم ی مادر روازنگرانی دربیارم❤❤❤بجای تاپیک خیانت وخانواده شوهرو...

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108