رمان درباره ای دختری بود که رشته ای وانشناسی خوده بود و مطب داشت شوهرش اونو ول میکنه و به خارج از کشور میره وقتی که شوهرش میره میفهمه بارداره و بچش پسر خانواده دختره دختر رو طرد میکنن و دخاره پیش مادربزرگش زندگی میکنه اگر اسمش رو میدونین بگین
ننمیدونم..ولی بدجورحوصله ام سررفته دلمم ی رمان خوب میخواد
دیدی که سخت نیست تنها بدون من!!!دیدی که صبح میشود فردا بدون من !!!! این نبض زندگی بی وقفه میزند!!!فرقی نمیکند بامن بدون من💕💕دیروز گرچه سخت...امروز هم گذشت....طوری نمیشود فردا بدون من💕💕💕💕 همیشه میگم مگه آخرش مرگ نیست پس میگذرم❤ به خودم ودنیا سخت نمیگیرم💖💖 توتاپیکایی که مادرا بهم احتیاج دارن سعی میکنم باتوجه به اطلاعاتم کمک کنم😇خوشحال میشم بتونم ی مادر روازنگرانی دربیارم❤❤❤بجای تاپیک خیانت وخانواده شوهرو...
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.