یکی از دوستام به شدت به دعا و طلسم و جادو اعتقاد داره ، خلاصه مخ ما رو خورد که یه دعانویسی میشناسه تو یه شهر دیگه که خیلی کار راه بندازه و بیا برو بختتو باز کنه ، تو با این کمالات تا الان بابد شوهر و بچه میداشتی
خلاصه منم بهانه میاوردم که کی میخواد تا اون شهر بره
تا این که یه روز دوستم با هیجان بهم پیام داد که اقای دعانویس چتد روز واتساپی کار می کنه بیا بهش پیام بده
منم دیگه دیدم بهانه نمی تونم بیارم قبول کردم بهش پیام بدم
پیام دادم و مشخصاتم رو پرسید و گفت خیلی سختی کشیدی و یه نفرو میخواستی بهش نرسیدی ( دیگه تو سن من طبیعیه هم چین چیزی ) بعد دیدم بحثو برد سمت این که با طرف رابطه داشتی یا نه ، حتی حرف از جزییات داستان بود
من هم جواب سربالا میدادم و شصتم خبردار شد که این کرم داره
هی هم میگفت ، عکس خودته پروفایلت چه قدر خوبی و ..
باید بیای من یه دعا رو بدنت بنویسم و اینو هیچ کس جز خودم و خودت نباید بدونه :)))))
دیگه به اینجا که رسید نذاشتم مزخرفاتش رو ادامه بده و بلاک کردم
بعد هم اون دوستم رو شستم پهن کردم رو بند :)))))