قتل های خاموش زمانی اتفاق می افتد که جسد های متحرکی بنام انسان بدون احساس شروع به راه رفتن و حرف زدن می کنند و انسانیت را به گورستان آرزوها و خاطرات فراموش شده می برند ...
عاشق سربازی و موتور سواری، کاش پسر بودم حداقل این دوتا رو تجربه میکردم😢یه چپ دست باهوش🙂عاشق جنگی کردن خروس ها با فلفل. البته اگه دزدا بزارن🙃عاشق درست کردن سوت با یه خوشه گندم سبز😁انقدر فضول بودم و تو خاکا بازی میکردم موهامو تراشیدن😶همیشه در حال ولویی✌️😐 لحجه ی ما خیلی شیرینه ولی نمیدونم چرا خودمون بدمون میاد😕 یه نمونش اینه که به کثیف میگیم⇦پِچَل😐😐
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
من یکیشون باهاش ۱۰ سال رفیق بودم حیف چه روزایی داشتیم
دیدی خیلی آدم دلش تنگ میشه، واقعا سخت یکی دوست داشته باشی و برات مثل خواهر باشه ولی از دستش بدی.
قتل های خاموش زمانی اتفاق می افتد که جسد های متحرکی بنام انسان بدون احساس شروع به راه رفتن و حرف زدن می کنند و انسانیت را به گورستان آرزوها و خاطرات فراموش شده می برند ...
عاشق سربازی و موتور سواری، کاش پسر بودم حداقل این دوتا رو تجربه میکردم😢یه چپ دست باهوش🙂عاشق جنگی کردن خروس ها با فلفل. البته اگه دزدا بزارن🙃عاشق درست کردن سوت با یه خوشه گندم سبز😁انقدر فضول بودم و تو خاکا بازی میکردم موهامو تراشیدن😶همیشه در حال ولویی✌️😐 لحجه ی ما خیلی شیرینه ولی نمیدونم چرا خودمون بدمون میاد😕 یه نمونش اینه که به کثیف میگیم⇦پِچَل😐😐
عاشق سربازی و موتور سواری، کاش پسر بودم حداقل این دوتا رو تجربه میکردم😢یه چپ دست باهوش🙂عاشق جنگی کردن خروس ها با فلفل. البته اگه دزدا بزارن🙃عاشق درست کردن سوت با یه خوشه گندم سبز😁انقدر فضول بودم و تو خاکا بازی میکردم موهامو تراشیدن😶همیشه در حال ولویی✌️😐 لحجه ی ما خیلی شیرینه ولی نمیدونم چرا خودمون بدمون میاد😕 یه نمونش اینه که به کثیف میگیم⇦پِچَل😐😐
ولی جای خودشون بدجور خالی بعضی وقتا واقعا دلگیر کننده هس که دیگه نیستن فقط بخاطر چیزایی که حتی ارزشش نداشت رفتن.
قتل های خاموش زمانی اتفاق می افتد که جسد های متحرکی بنام انسان بدون احساس شروع به راه رفتن و حرف زدن می کنند و انسانیت را به گورستان آرزوها و خاطرات فراموش شده می برند ...