ما خونمون طبقه بالای خونه مامانمه .بعد پسرم و دخترم از پارک اومدن و رفتن خونه مامانم .بعد یه ساعت شوهرم اومده میگه با لحن بد و با بی ادبی که ببین مامانت دستامونو شسته .حالا همیشه از بیرون میان دیده مامانم خودش میره میشوره دستاشونو . منم گفتم حتما میشوره دیگه . بعد میگه اخه نه اینکه مثل تو شلخته است گفتم نکنه یادش رفته .آخه خیر سرش وسواس دارن .
منم با وجود اینکه همیشه کوتاه میومدم این بار کوتاه نیومدم و گفتم اگه ما کثیف و شلخته ایم برای چی موندی پیش ما برو پیش مامانت زندگی کن که تمیزه .حالا مامانش به زور راش میده