خیییلی اذیتمون میکنه اصلا انگار نمیخواد بزرگ شه
هم کار نمیکنه سرکارم میره غر میزنه فقط
هم بددهنه
مامانمو خیلی اذیت میکنه
خیلی شکاکه به همچی و همه کس بهمون گیر میده وقتی خونس هیجا نمیتونیم بریم
همیشه مست آبرومونو برده زنگ میزنه ب فامیلا آبرومونو میبره عصبیه همچیو میشکونه دلم واقعا گرفته تک فرزندم هستم مامانم فقط بامن درد و دل میکنه بابامم از هرجا عصبی میشه هم دعوا راه میندازه هم سرمن خالی میکنه آخرشم میگه دوستون دارم والا پای فامیلو از خونمون بریده منم تازه نامزد کردم میترسم جلوی خانواده همسرم آبروریزی یا دعوا کنه آبروم بره یا بعدا همش تو زندگیم اذیتمون کنه دارم خفه میشم از بچگی همش داد بیداداش تو گوشمه اما تا من چیزی بهش میگم میگه تو منو دوست نداری دلم براش میسوزه بهش محبت میکنم هرکار میکنه هیچی نمیگم اما واقعا دیگ خستمون کرده خیلی ناراحتم
من که نمیتونم بخاطر اون زندگی نکنم و خودمو فدا کنم...