تو دانشگاه اشنا شدیم و نزدیک ۴ سال تو رابطه بودیم.
هر دو عشق اول هم بودیم ،باهم زندگی میکردیم دیوونه وار همدیگه رو دوست داشتیم...
من اون شهر دانشگاه قبول شدم غریب بودم ولی اون همیشه کنارم بود تو تمام مشکلاتم حامی و پشتم بود.
رابطه خانواده هامونم خیلی باهم خوب بود مامانش عاشقم بود منم همینطور یعنی اصلا کمبود خانوادمو تو اون شهر حس نمیکردم..
خلاصه خیلی همو دوست داشتیم خیلی...
تا شد ۱ سال پیش که عشقم خیلی تو مشکل افتاده بود
خیلی عصبی بود،مثلا من که اومده بودم شهرم نهایت تلفنمون ۱ ساعت بود. خیلی دعوا میفتادیم خیلی احساس بدی داشتم اصلا سراغمو نمیگرفت همش دوست داشت تنها باشه یا مثلا تلفن رو قطع میکردو.... منم ۵ ماه باهاش ادامه دادم البته تو همین ۵ ماه با اینکه تو فشار بد اقتصادی بود خیلی هوامو داشت ولی خب منو نسبت به خودش سرد کرد ، چاق شده بود و من دایما اون رو مقایسه میکردم با بقیه . این روند ادامه پیدا کرد منم نمیتونستم با این ادم چاق و بی اعصاب و بی پول بسازم ولی دوست داشتیم همو .
تا شد یه روز که قرار بود بریم بیرون اون نیومد بهونه جور کرد ،سر اون روز بحث ما خیلی بالا گرفت و تصمیم گرفتیم از هم جدا شیم خیلی الکی ولی منم واقعا ازش سرد شده بودمو زنگ زدم به مادرم و هرچی بینمون گذشت رو تعریف کردم مادرمم گفت دیگه اسمشو نباید بیاری و جدا شدیم. من ماه های اول خیلی بیخیال بودم ،مهمونی میرفتم ،با دوستام جمع میشدم،خلاصه اصلا حال خودمو بد نکردم ولی اون داغون شده بود،هر روز پیش دکتر بود و خالش و مامانش همش واسطه میشدن ولی من اصلا دوست نداشتم به اون رابطه برگردم.
یبار بعد ۱ ماه بهش زنگ زدم صداشوکه شنیدم قلبم به لرزش افتاد ولی خیلی خشک حرف زدم باهاش و ازش تشکر کردم بابت اینکه گذاشت ازادانه زندگیکنم ولی اون انگار یه جنازه بود اونم گفت من بهت قول میدم هیچ جا دیگه نه منو ببینی
نه اسمی از من بشنوی و منم گفتم واقعا ممنون میشم.
ولی رفت الان ۱ ساله نه ازش اسمی هست ، نه چیزی،انگار محو شده...
من احساس میکنم هنوز مثل روز اول دوسش دارم،نمیتونم فراموشش کنم ،خودمو همه جوره سرگرم کردم. ولی دلم پیششه. کاش بتونید کمکم کنید ، ممکن هست که برگرده؟؟ واقعا دوستش دارم هر شب به یادشم هیچ کس نمیتونه جاشو برام پر کنه.😭😭😭😭😭
لطفا بگید ایا امکان برگشت وجود داره؟
میشه برگرده؟😔😭😭😭😭