2777
2789
عنوان

محل زنذگی

64 بازدید | 8 پست

سلام دوستان پدر اقایی که قراره باهاش ازدواج کنم فوت کرده مادرشون در خونه حیاتی بزرگ زندگی میکنه 

این اقا همه زندگیشو جای مهریه داده دقیقا خالی هستش قرار شده تا خوب میشه ما معاشرت کنیم بعد ازدواج خلاصه این اقا خیلی به من گفته خونه مادرتو بفروش ک خیلی قیمتی نیست ولی برای اونو قیمت بالایی داره و تفریبا زنذگی این اقا رو میسازه و اینکه این اقا ی خواهر داره ک همسرش فوت شده و تنهاست همراه پسر بزرگش خلاصه امروز گفت من باید کنار مادرم باشم منم گفتم تا کی باید ب فکر اساسی برای مادرت بکنی باید خونتونو بفروشی هم مستقل بشید هم مادرت همراه خواهرت باشه گفت من تو فکر ی خونه ۲طبقه هستم منم گفتم حقیقتا شرمندتم من زنذگی نمیکنم 

هر وقت مهمون باشه من باید برم هر وقت کسی بیاد شاید خونه ما امده نباشه سر زده میاد سلام میکنه با فامیلای فضولتون بعد اینکه شاید ب روز من بگم مرد غذا از بیروت بخر میگه نگاه کن پسرم گشنه است یا هر جا برم دنبالمه خلاصه بگم مادرشم بسیار تند زبون و‌رکه ک حوصله خودشم نداره بعد اینکه حس کردم ناراحت شد اما واقعا برام مقدور نیست من یک‌بار جدا شدم و ۵۰درصد مشکلاتم پدرش بود ک شوهر سابقمو‌ داغون کرد بگذریم. اما این اقا خیلی خوبه و خواهرهای خوبی داره اما مادرش واقعا ب خوبی خودش و خواهراش نیست الان ب نظر شما من تند نرفتم یا بد نگفتم برای فروش خونه ؟؟؟؟البته بهش یادتوری کردم ک تو چقدر ب من گفتی خونه مادرتو بفروش منم قبول کردم حالا تو هم شرایطتت بده و مادرت تنهاست باید ی فکزی کنی 

من ناراحت شدم چون بهم گفت الان وقت این حرفا نیست و‌زشته در حالی ک انگار برای من زشت نبود 

و اینم بگم کلا خانواده اش دست به سینه هستند که اون خرج کنه ببخشید طولانی شد 😭دلم پر بود 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بچه از ی طرف اگه ی روز مادرش از پا بیفته رو چشم نگهداری میکنم ولی اون داستان فرق داره چون مادر خودم مریض بوده الان بحث این پوله ک مشکل اینا رو حل میکنه و همین طور مادرش رو پا هستش میتونه در کنار خواهرش مستقل زندگی کنه 

نه تند پیش نرفتی حق داری  جدا زندگی کنید بهتره اصلا قبول نکن که باهم باشید پشیمون میشی

ماهی ماه جون حس کردم ناراحت شد ولی وقتی نمیتونم چرا الکی بگم و اینکه من بعد۱طلاق واقعا امکان زنذگی با اگاهی ک ممکنه بد بسه رو ندارم 

قبل از ازدواج مشکلت رو حل کن . 

ما شاید ۲سال طول بکشه ازدواج کنیم و من هم اصلا عجله ندارم ولی واقعا عذاب وجدان دارم اما ب چشم دبدم بدبختی و دعوا داره. کنار هم بودن و از ارزش طرف کم شده

ماهی ماه جون حس کردم ناراحت شد ولی وقتی نمیتونم چرا الکی بگم و اینکه من بعد۱طلاق واقعا امکان زن ...

الان ناراحت بشه بهتر از اینکه بعدا با کلی ناراحتی بخواید از مادرشوهرتون جداشید

سعی کن یکم اروم تر بهش بگی 

قانعش کنی که بهتره مستقل باشید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کسی هست که

بودلی | 15 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز