همه دوستام حتی کسایی ک روزی فکرشو هم نمیکردم ازدواج کردن حتی اونایی ک از نظر ظاهری از من کمتر بودن چرا من نمیتونم ازدواج کنم؟نکنه بختمو بستن؟ نگین تو ازدواج چیزی نیس فلان ب هرحال باید ازدواج کرد ولی من واقعا نمیدونم چرا قسمت من ادم خوبی نمیشه ک سرراهم قرار بگیره منم مثل همه دخترا آرزو دارم برم سر خونه زندگیم یه خواهر بزرگتر دارم که مثل مانع جلوموگرفته و من حق زندگی ندارم
این روزا هیشکی عروسی نمیکنه خود من ۳ سال با یکی ام هرچی بش میگم ازدواج کنیم اینقد بهونه میاره ...
منم با یکیم اول قصدش جدی بود واقعا میخواست بیاد جلو بخاطر همین خواهرم مادرم انقد مخالفت کرد الان یه ساله باهمیم اینمکم کم داره منصرف میشه و گندش درمیاد بقول تو بهونه تراشی موقعیت های خوبم داشته باشم خواهرمو جا میزنن و من حق ورود خواستگار ندارم
قرصاشو دارم بحث فرصت نیس که من الان واقعا دلم میخواد ازدواج کنم مث دوستام برم سرخونه زندگیم ذوق زندگ ...
عزیزدلم سر خودتو گرم کن ادامه تحصیل بده برو هنرایی که برات لذت بخشه را یاد بگیر پیشرفت کن اعتماد به نفستو ببر بالا نگو چند سال دیگه افسرده میشم خوشحال بودن و رضایتت از زندگی را وابسته به ازدواج نکن ولی خب اینکه تو موقعیت خوب داری و خودتم قصد ازدواج داری ولی بخاطر خواهر بزرگتر نمیشه واقعا بی انصافیه با خانوادت صحبت کن یا بگو باهاشون صحبت کنن
عزیزم من نمیگم ازدواج چیزی توش نیس میگم عالیه وقتی انتخاب درست کنی ولی نگران نباش سنت بالا نرفته 22 سالته من موقعی که 23 بودم ازدواج کردم الان سه سال و شش ماهه ولی هنوز حتی یخچالم ندارم حتی یه روزم مستقل نبودم حتی یه بارم تو ظرفام غذا نخوردم چون خونه مادرشوهرم هسم متاسفانه ولی دختر خالم 27 سالگی ازدواج کرد چقدر حسرت منو میخورد اما الان هنوز سه سال هم نیس هم خونه داره هم زندگی هم بچه هم همه چی. دعا کن سرو سامون بگیری نه فقط ازدواج کنی. من اگه شوهرم ادم خوبی نبود و عاشقش نبودم قطعا تا حالا ده باز طلاق گرفته بودم من چهار روز دیگه 27 ساله میشم ولی حسرت یه فروشگاه رفتن و خرید برای خونه خودم از پا درم اورده 😔
بچه بازی نیس منظورم از ذوق چیز دیگس نمیتونم بفهمونم منظورمو ینی یه زمانی تو یه سنی حال و حوصله داری بعد کم کم تنهایی رو ترجیح میدی تبدیل میشی ب یه آدم عقده ای من دیدم تو دوروبرم کمنبودن اینجور ادما