دوستان من یه دوستی دارم که ۲۵ سالشه و ما چندین ساله که با هم دوستیم و تقریبا صمیمی شدیم و اون بیشتر مسائل زندگیش رو برای من گفته و مادرش هم با مادره من دوسته.
این دوسته من پدرش چند ساله فوت کرده و با مادرش و برادرش زندگی میکنن ، البته بهتره بگم برادرش با اینا زندگی نمیکنه فقط گاهی بهشون سر میزنه ، چون بنابدلایلی برادرش از بچگی خونه مادربزرگشون بوده ینی خونه مادر مادرشون و اونجا بزرگ شده.
بعد اینا کلا هیچ فامیلی ندارن و خیلی هم با کسی ارتباطی ندارن و دوسته من کلا یه مدتیه روحیش بد جور داغون و افسرده شده و اصلا هم دیگه هیچ تماسی با مننمیگیره.
یبار مادرش چند روز پیش زنگ زد و با خوده من صحبت کرد و گفت زهرا(اسم دوستمه)خیلی حالش گرفتس و اینااا.
دوستان به نظرتون چکار میشه کرد براش؟؟
اخه من یبار بهش گفتم حداقل بیا خونه ی ما که بشینیم یکم صحبت کنیم شاید دلمون باز بشه ، ولی قبول نکرد.