سلام بچه ها ی سوال داشتم شما اگر شوهراتون مثلا کارشون طوری بود که یک هفته نباشن خونه و شما تنها بودین تو خونه حاظر بودین مادر شوهرتون هرماه بیاد پیشتون بمونه چون تنهایید و اگه فاصلتون هم دور بود نسبتا ...یا اگه مادر شوهرتون خودش میگفت میخوام بیام پیشت تنها نباشی چی جوابش میدادین
چون من شوهرم کارش اینطوری میشه از هفته بعد و مادر شوهرمم اومده شهرمون دوتا پسر داره با ی دختر سه ساعت تا خونه خودش راهه به بهانه دکتر اومده مونده فعلا خونه ما اومدن شام خوردن و رفتن ولی باز قراره بیاد وقتی میاد هم عادت دارن برادر شوهر و خواهر شوهرمو همشونووو از طرف خودش دعوت میکنه انقد درکش پایینه حالا شوهرم از هفته بعد قراره بره حقیقت من دوست ندارم بیاد پیشم کلااا خانواده شوهر نمیخوام بیان پیشم چطوری بهش بگم نظر خودم اینه بگم مادر شوهر جان من نمیخوام کسی بیاد پیشم از همین اول که تنهایی عادت کنم چون حرف یکی دوروز نیست دوبار سه بار شما بیاین اخرش که چییی باید عادت کنم خوبه بنظرتون بچه ها؟؟؟؟
کـه دانـد بجـز ذات پـروردگـار...کـه فـردا چـه بازی کند روزگـار
والا بخداااا بچه ها بخدا من بد خواهشون نیستم دوستم ندارم بدجنسی کنم ولی خب درک ندارن خود مادر شوهرم از طرف خودش همه بچه هاش دعوت میکنه خونه ماااا خب خسته شدم شاید من دستم خالی بود بعد به بهانه دکتر اومده یک هفتس اینجاست میگه هنوز نوبت گیرم نیومده مگه میشه بعد یطورین اگه رو بدییییاااا دیگه حرف حرف اونا میشه دیگه کل زندگیمو میگیره دستش و نظر میده واسه همین میخوام فاصله ها رعایت کنم
کـه دانـد بجـز ذات پـروردگـار...کـه فـردا چـه بازی کند روزگـار
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا بخداااا بچه ها بخدا من بد خواهشون نیستم دوستم ندارم بدجنسی کنم ولی خب درک ندارن خود مادر شوهرم ...
عین خانواده شوهر منن
دلم خیلی گرفته حس شکست و نابودی عجیبی دارم نمیدونم تا کی باید ب ظاهر خوشحال باشم نمیدانم تا کی باید سنگینی نگاه ترحم امیز دیگران را ببینم نمیدانم پس کی نوبت خندیدن از ته دل برای من میشه ذوق برای بچم نمیدونم خدا چه زمانی را برای گرفتن دست جگر گوشم تعیین کرده یک ساله دبگه دو سال دیگه یا چند سال دیگ شاید هم هیچوقت 😭😭😭😭فقط میدونم بنده خوبی نیستم و بی طاقتم صبرم تموم شده تسلیمم . حس مادری برام شده آرزو 😔.. اگه امضام خوندی خوشحال میشم برام دعا کنی خدا بهم بچه سالم و صالح و خوشگل و باهوش بده ممنون 🌹🌹دکترا گفتن تخمک اهدایی 😭 ینی قرار نیست من بچه ای از خون و گوشت خودم داشته باشم مگ من چند سالمه خیلی سخته خیلیییییی 💔💔😭😭😭😭😭😭 خدایا فقط تو میتونی برام معجزه کن مگه من چندسالمه 😭😭 خدایا بهم بچه بده چیزی ازم نگیر بچه با عمر طولانی و با عزت ❤️ ممنون میشم دعام کنین خیلی محتاجم🌹🌹راجب دکتر زنان و ای وی اف و ای یو ای و عکس رنگی و... درمان هایی ک تاحالا انجام دادم سوالی داشتی بپرس دیگ انقد دکتر رفتم یه چیزایی میدونم 🥲
اصلا برو خونه مادرت كه عادت ميكنن و عذاب ميكشي دركت ميكنم مادر سوهر منم ميومد خونمون بقيه رو هم دعوت ...
خونه مادرم خیلی دوره نمیتونم هرماه برم ..اره بخدا کلافه شدم مثلا یک هفته میان میمونن هروقت میاد خونه ما دیگه زنگ میزنه دخترش میگه بیا بعد پسرش همینجور دعوت میکنن اه متنفرم از رفتارشون
کـه دانـد بجـز ذات پـروردگـار...کـه فـردا چـه بازی کند روزگـار
اخه شرایطشو ندارم سه ساعت راهه نمیتونم برم و بیام هرماه سخته
سه ساعت که چیزی نیست برو یک هفته بمون روز قبلی اینکه شوهرت بیاد برگرد
ولی من اوایل شوهرم هفته ای دو شب شب کار بود مادرشوهرم گفت اگه میترسی بیا اینجا یا بیام پیشت گفتم نه بابا من چهارسال دانشجو شهر غریب بودم عادت دارم راضی به زحمت نیستم یکی دو بار خواهرشوهرمو فرستاد بعدش گفتم دختر عموم میاد پیشم یا میرم خونه مامانم مامانبزرگم دیگه عادی شد نیومدن
کاملا درک میکنم شرایط تو خوب کاری میکنی همین اول کاری بگو وبهشون رو نده وبرا نوبتش هم با روی خوش بگو کدوم دکتر میخوای بری مادر جان وبعد براش خودت نوبت بگیر وبگو من بلد بودم تونستم زودتر براتون نوبت بگیرم