2821
2789
عنوان

مادرشوهر ..

435 بازدید | 48 پست

سلام بچه ها ی سوال داشتم شما اگر شوهراتون مثلا کارشون طوری بود که یک هفته نباشن خونه و شما تنها بودین تو خونه حاظر بودین مادر شوهرتون هرماه بیاد پیشتون بمونه چون تنهایید و اگه فاصلتون هم دور بود نسبتا ...یا اگه مادر شوهرتون خودش میگفت میخوام بیام پیشت تنها نباشی چی جوابش میدادین 

چون من شوهرم کارش اینطوری میشه از هفته بعد و مادر شوهرمم اومده شهرمون  دوتا پسر داره با ی دختر سه ساعت تا خونه خودش راهه به بهانه دکتر اومده مونده فعلا خونه ما اومدن شام خوردن و رفتن ولی باز قراره بیاد وقتی میاد هم عادت دارن برادر شوهر و خواهر شوهرمو همشونووو از طرف خودش دعوت میکنه انقد درکش پایینه حالا شوهرم از هفته بعد قراره بره حقیقت من دوست ندارم بیاد پیشم کلااا خانواده شوهر نمیخوام بیان پیشم چطوری بهش بگم نظر خودم اینه بگم مادر شوهر جان من نمیخوام کسی بیاد پیشم از همین اول که تنهایی عادت کنم چون حرف یکی دوروز نیست دوبار سه بار شما بیاین اخرش که چییی باید عادت کنم خوبه بنظرتون بچه ها؟؟؟؟

کـه دانـد بجـز ذات پـروردگـار...کـه فـردا چـه بازی کند روزگـار

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

اره دیگه خوبه

اگه منطق و شعور داشته باشن، با احترام قبول میکنن

اگه نداشته باشن هم که... در دهن مردمو نمیشه بست😑

نصفه شبِ سابق هستم🤫😅                              بگذار برایت کسی باشم که فریاد می‌زند هیچ‌کس نیست🌾                                                                                              قبل از ریپلای کردن مطمئن شو از  منطق و شعور  بهره بردی ؛ 

منم شوهرم یه هفته نبود مادر شوهرم چند بار گف ک تنهایی تو شهر غریب جوونی بیا اینجا یا ما میاییم پیشت منم گفتم ن ممنون کار یه روز دوروز یه یه ماه دوماه نیست کاره شوهرم اینه منم عادت میکنم خیلی سعی داشت بترسونم ولی من گفتم اصلا نمیترسم و تنهایی راحت ترم 

 دلم خیلی گرفته حس شکست و نابودی عجیبی دارم نمیدونم تا کی باید ب ظاهر خوشحال باشم نمیدانم تا کی باید سنگینی نگاه ترحم امیز دیگران را ببینم نمیدانم پس کی نوبت خندیدن از ته دل برای من میشه ذوق برای بچم نمیدونم خدا چه زمانی را برای گرفتن دست جگر گوشم تعیین کرده یک ساله دبگه دو سال دیگه یا چند سال دیگ شاید هم هیچوقت 😭😭😭😭فقط میدونم بنده خوبی نیستم و بی طاقتم صبرم تموم شده تسلیمم . حس مادری برام شده آرزو 😔.. اگه امضام خوندی خوشحال میشم برام دعا کنی خدا بهم بچه سالم و صالح و خوشگل و باهوش بده ممنون 🌹🌹دکترا گفتن تخمک اهدایی 😭 ینی قرار نیست من بچه ای از خون و گوشت خودم داشته باشم مگ من چند سالمه خیلی سخته خیلیییییی 💔💔😭😭😭😭😭😭 خدایا فقط تو میتونی برام معجزه کن مگه من چندسالمه 😭😭 خدایا بهم بچه بده چیزی ازم نگیر بچه با عمر طولانی و با عزت ❤️ ممنون میشم دعام کنین خیلی محتاجم🌹🌹راجب دکتر زنان و ای وی اف و ای یو ای و عکس رنگی و... درمان هایی ک تاحالا انجام دادم سوالی داشتی بپرس دیگ انقد دکتر رفتم یه چیزایی میدونم 🥲

من هم شوهرم شبکار بود میگفت بیا خونمون اما من نمیرفتم میگفتم تنهایی نمیترسم و راحتترم.چندبار بدون اطلاع قبلی اوند پشت در درو باز نکردم وقتی هم بروم اورد سکپت کردم اینطوری شد که دیگه نمیاد

تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت، زوووو....تمرین روزهای نفس گیر زندگی بود.

اصلا برو خونه مادرت كه عادت ميكنن و عذاب ميكشي دركت ميكنم مادر سوهر منم ميومد خونمون بقيه رو هم دعوت ميكرد من اوايل ازدواج همين مشكل رو داشتم شبايي كه شوهرم نبود خواهرش ميومد كه كلي زجر كشيدم اگه عقل الانم رو داشتم ميرفتم خونه مادرم  و اين قدر حرص نميخوردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز