2777
2789
عنوان

بیاااییین🥺

168 بازدید | 34 پست

صبح خیلی گرم بود منم نفسممم بالانیومد از گرما بلند شدم صبحانه همسرمو حاظر کردم بعد گرفتم بازم خوابیدم بعد دیدم این هی باز میگه انشالله خواب اخرتت باشه و از این حرفا منم اهمیت نمی دادم بعد بکم دیدم صدای ظرف و ظروف میاد کابینت ها رو میکوبه رفتم گفتم تو بشین صبحونه بخور خودم پا میشم میشورم اینم هی گفت تنبلی برو بممیر منم گفتم یعنی چی هی یاد گرفتی میگی اگ مردم میتونی راحت زندگی کتی خودت بمیر بعد اومد زد تو گوشم صبحونه نخورد رفت سر کار 

کاربری دست دو نفر 🥰

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

حق داره حققققق 

زن و شوهر باید باهم غذا بخورن سر ی سفره باشن 

منم بودم عصبی میشدم 

مگه زندگی فقط یه لقمه نون هس براری جلوش بری؟

زندگی توجه می‌خواد

حق قضاوت منو نداری دوست عزیز!🙂🌱
حق داره حققققق  زن و شوهر باید باهم غذا بخورن سر ی سفره باشن  منم بودم عصبی میشدم  ...

عزیزمم قهره تو صورتمم نگاه نمی کنه منم میبینم اخماش تو همه دوقاشق میخورم میشینم کنار

کاربری دست دو نفر 🥰
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108