من عید امسال عقدم بود و برج 12 احتمالا به امید نابودی کرونا قراره عروسی بگیریم شوهرم و خانواده شوهرم ادمای خوبین خیلی دوسشون دارم و دوسم دارن ولی ولی ولی مادرشوهر و پدرشوهرم یه خورده خسیسن شایدم زرنگ بازی میخوان دربیارن کل جهیزیه بامنه فقط یه تی وی و یه تخته فرش واسه همسرمه
هرچند توجهی به حرفاشون ندارم ولی هی بمن میگن تو خرید جهیزیه زیاد سخت گیری نکن پولاتو بده واسه خونه حالا پدرشوهرم به همه پسراش خونه داده و کمکشون کرده یا میگن همینجا خونه خودمون زندگی کنین ما میریم شهرستان وسایلمون تو یکی از اتاقاتون باشه درشو ببندین زمستون ما میایم فقط پیشتون یا همیشه عروسایی رو واسم مثال میزنه که خونه پدرشوهرشون با اونا زندگی میکنن شوهرم خداروشکر حرف شنوی نداره البته بی ادبیم نمیکنه منم اهمیت ندم طوری نمیشه، کار خودمو میکنم ولی اعصابم بهم میریزه چرا فقط واسه من باید این حرفا زده بشه نمیخوام به عروسای دیگشون جسارت کنم ولی از نظر چهره اخلاق تحصیلات و شغل از همشون سرترم
من همیشه عاشق وسایل مدرن و خوشگل موشگل بودم به گرونی یا ارزونیشم کاری ندارم فقط دلم میخواد خونم شیک و مرتب باشه بگین جوابشونو چجوری بدم یا اصن اهمیت ندم؟ تازه مادرشوهرم نسبت به بقیه دخالت آنچنانی تو زندگیمون نمیکنه فقط تو همین مورد نظر میده
یه شب همه عروسا و دخترش و پسراشون جمع بودیم خونه مادرشوهرم همشون گفتن نیگا عروس پایینیه با مادرشوهرش میخواد زندگی کنه منم گفتم چرا همتون به من نگا میکنین کدومتون با مادرشوهرتون زندگی میکنین که من زندگی کنم خوب گفتم بنظرتون؟
یبارم جاریم ورداشته بود از طرف مامانم گفته بود که دخترمو نصیحت کنین زیاد وسیله نخره مامانم بیچاره قسم خورد که من نگفتم تازه گفتم باید بهترینشو بخره
بعد هی ام از گوشه کنار میگن عروسی نمیخواد بگیری
مشاورا میگن هر چی گفتن بگو چشم ولی کار خودتو بکن اما نمیتونم خودمو کنترل کنم دیگه
ببخشید طولانی شد