دوستان تا حالا شده دلتون بخاد ی روز صب یه نامه بنویسین و برین به جای دوررررر به هیچ کس هن نگید کجا از همه خدافظی کنین تو نامه و خیلی بی خبر برید جایی ک هیچ کس شما رو نشناسه و همینجور شما کسی رو نشناسین فقط آرامش و تنهایی محض خیلی حس خوبیه کاش یه جاهایی بود ک ادم میتونست پناه ببره اونجاها
چون فک میکنم همه ما آدمها ب شدت تنهاییم فقط داریم نقش بازی میکنیم هم ما برای دیگران و هم دیگران برای ما هیچ کس خود واقعیش نیس با دروغ و دورویی ب روی هم لبخند میزنیم اما واقعا همو دوست نداریم انگار مجبوریم همو تحمل کنیم و این خیلی بده من معتقدم ک بزرگترین درد و مشکل هر انسان تنهاییه و از همه بدتر اینکه بودن کنار آدمهای دیگه هم حتی این مشکل رو هرگز نمیتونه حل کنه
کاش قرص فراموشی بود ک ب قول شما خودمون رو انقدر اذیت نمیکردیم ک مجبور شیم کلی راه بریم تو کلبه تنهای ...
سالهاست دارم با خودم می جنگم و خدا روشکر کمی موفق شدم که چیزی ناراحتم نکنه و خیلی رو رفتار ها و کارهای بقیه حساس نباشم خیلی آدم ها رو باور نمیکنم دلسوزی نمیکنم ناراحتشون نمیشم وابستشون نمیشم از کنارشون ساده می گذرم
سالهاست دارم با خودم می جنگم و خدا روشکر کمی موفق شدم که چیزی ناراحتم نکنه و خیلی رو رفتار ها و کاره ...
منم سالهاست ک کسی رو باور ندارم معتقدم ن باید از کسی انتظار داشت و ازش ناراحت شد و ن باید رو هیچ کسی حساب کرد ب همین دلیل خوب ک فکر میکنی میبینی خیلی تنهایی