والا من سقطم اجباري بود، خارج رحمي بود بعد از ٤٠ بار عمل كه باردار شم، هي مي رفتم تو سيكل هي آمپول و اخر كنسل، اون دفعه كه مجبور به سقط شدم دفعه ٧ انتقال جنينم بود، اينم بگم من همه هزينه هاي درمانم رو خودم ميدم، شايد بيشتر از ٢٥٠ ميليون هزينه كرده باشم، يعني از صبح تا ١٠ شب كار ميكنم، آخر هفته ها هم كه كاراي خونه، با اينگه يكي از دليل هاي ناباروريم همسرم بود، روزي كه رفتم آمپول زدم تو بيمارستان خانواده همسرم زنگ زدن دعوت كردن مارو مهموني، بعد فكر كن همسرم من رو رسوند خونه، بايد تا ٣-٤ ساعت بعد بچه سقط ميشد ايشون رفتن خونه خانوادشون مهموني، منم موندم خونه درد وحستناك كشيدم، اخه سقط خارج رحمي خيلي دردش بيشره ولي من اين چيزا رو به فال نيك ميگيرم كه به لحاظ روحي مستقل تر شم، و هيچ انتظاري از هيچ كس نداشته باشم كه وقتي با مشكلات روبه رو ميشم خودم از پسش بر بيام