2777
2789
عنوان

دعوای دیشبمون

436 بازدید | 30 پست

دیشب خونه مامانم بودیم، تولد داداشم بود، بعد من داشتم با زن داداشم حرف میزدم، گفتم خواهرت طفلک چه زود برگشت، (آخه شهر دیگه ای زندگی میکنن، تنهاس) گفت شوهرش مرخصی نداشت، گفتم آخیییی، خوب خودش میموند، بعدم با خنده گفتم شوهرشو میخواست چیکار، خلاصه بعد که برگشتیم دیدم شوهرم بدجور تو قیافس، اولش که نفهمیدم مرگش چیه، چون قبلشم ک می‌خواستیم بریم تو قیافه بود از حسادت، بعد دیدم جاشو مثل بچه ها برد تو اتاق، گفتم چرا میری اونجا، گفت زیر کولر اذیت میشم، گفتم میشه بگی قیافه گرفتنت چیه؟؟ یهو به سمتم حمله کرد که تو زبونت دراز شده، جدیدا آدم شدی، 4 نفرو تو اینستا دیدی هی میگی مجردن راحتن، الانم اینو ب زن داداشت گفتی، شوهر تو رو گوهی حساب نمیکنه، فکر کردی چی هستی و... حالا هی به بازوم مشتم میزد، دستشم خورد به دهنم محکم، انقدر ناراحت بودم، گفتم از صبح سرم درد میکرده چرا وحشی بازی درمیاری، و... خلاصه دعوامون شد. منم گفتم کاش واقعا ب اون حرفی که میزدم عملم میکردم(منظورم این بود که کاش عرضه می‌داشتم تو لجن رو از زندگیم پرت میکردم بیرون) دیشب تا صبح نتونستم راحت بخوابم، تمام بدنم از شدت عصبانیت درد میکرد، اما از خودم متنفرم که حتی میترسم که قهر و دعوامون طولانی بشه، آخه انقدر خاک بر سر واقعا، انقدر حقیر🥺🥺🥺😭😭😭

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وای خدا منم مثل تو ام چیزی به کسی نمیگم دلش نشکنه بعد حرفشون داغونم میکنه

داغون برا حال و روز من کمه، نه فقط بخاطر دیشبآ، بخاطر 10 سال حرف تو دل زدن هام، بخاطر اینکه به هیشکی درد دلمو نگفتم، بخاطر اینکه همیشه سعی کردم جلو خانوادم زندگیمو خوب جلوه بدم، اما ظاهر خودم داغون شد، اما هیچ جوره اون تقاص نمیده، همه این حرفا چرته انگار

برعکس من این مشکلو باهمسرم دارم شوهرم تو جم یهو جوگیر  میشخ منو ضایع میکنه😒

من سعی میکنم حرف نزنم اگرم میزنم حرفایه بیخوددی...

همیشه تو جم خیتم کرده بد حرف زده اصلا جرعت نمیکنم تو جگ بهش بگم اون لیوانو بده بهم

دوسش داری؟

خیلی دوسش داشتم، اما الان خیلی کم، ویژگی های خوب داره، وقتی خوبه، خوبی هاشو میبینم، اما در کل تو ذهنم نمره ش پایین اومده تو این ده سال، دیگه شاید 30_40درصد دوسش داشته باشم اونم وقتی بحثی نداذیم

داغون برا حال و روز من کمه، نه فقط بخاطر دیشبآ، بخاطر 10 سال حرف تو دل زدن هام، بخاطر اینکه به هیشکی ...

حنا من این جوری بودم همش میگفتم چیزی نگم نگم تا این که یه سری زبونمو گاز گرفتم تا از درد زبونم دهنم باز بشه جواب طرف بگم چند بار سخته بعد چند بار یاد میگیری

خدایا   😍 فقط خودمو، خودت خبر داریم چیکاراااا کردی برام😘پس شکرت .....واقعا شکرت !!😇
خیلی دوسش داشتم، اما الان خیلی کم، ویژگی های خوب داره، وقتی خوبه، خوبی هاشو میبینم، اما در کل تو ذهن ...

عب ندارع پیش میاد ناراحت نباش

خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
مطمئنم فقط بخاطر این نبوده 

بخدا همین بود، آخه من یکی دو بار گفتم بهش فلانی شوهر نکنه بهتره، مستقل که و... اونم اصرار داره نه حتما همه مجردا منتظر شوهرم. میدونی چرا میگم، چون ازش بدی زیاد  دیدم و میگم که دلم خنک شه، میگم که بفهمه برا شوهر غش نمیکنم، خیلی بد بوده، 

شما باید میگفتی من منظورم چیز دیگه ای بوده نگفتم ک منم شوهرمو نمیخام...معمولا مردا حساسن رو این چیزا ...

گفتم بهش، اما الان پشیمونم که گفتم، میدونی چرا؟ چون انگار التماسش کردم که نههههههه تو فرق داری و خیلی ماهی من منظورم بقیه س، در صورتی که خودش از همه بدتره 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792