خیلی دعوا دارم با همسرم
من خیلی گیجو حواس پرتم نمیدونم چکار کنم دلم خیلی گرفته
احساس پوچی و بی ارزشی میکنم
خودمم دیگه خسته شدم از خودم
صدبار شوهرم یکاریو میگه انجام نده سر حواس پرتی انجام میدم
چکار باید انجام بدم
حس میکنه دوسش ندارم یا از عمد لج میکنم
دیگه از بس عذرخواهی کردم و قول دادم ارزشی ندارم پیشش
کوچیکترینشم اینکه نمک تو غذا اصلا دوس نداره سر حواس پرتی من امشب زدم ب ماست نمیدونم حس میکنم نباید ازدواج میکردم از خودم بدم میاد کم اوردم دیگه
حس میکنم از پس شوهرداری بر نمیام نه سیاست دارم ن هیچی