2821
2789
عنوان

یه دوست دارم

202 بازدید | 15 پست

اصلا حوصله اش رو ندارم همیشه داره از زندگیش شکایت میکنه. خیلیم از زندگی من میپرسه و کنجکاوه بچه اش هم خیلی به بچه من زور میگه اصلا حوصله ندارم برم خونشون هر دفعه زنگ میزنه خیلی اصرار میکنه منم میرم به نظرتون چه جوری بپیچونمش 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بگو شوهرم اجازه نمیده بیام کار دارم مهمون دارم مریضم و هزارتا بهانه دیگه

بزرگسالی مثل این می‌ماند که موقع عبور از خیابان هر دوطرف را نگاه کنی و بعد توسط هواپیما زیر گرفته شوی🤕🤕🤕
واقعا بعضیا اخلاقاشون قابل تحمل نیست چه قدرم دوست دارن رفت و امد کنن

اره واقعااا تاازه قبل اعتمادم نیستن این ادما و خدا میدونه پشت سرمون چه حرفا که نمیزنن این ادما دو رو هستن کسی که زیاد اهل رفت و امد باشه دهنش همه جا بازه و پیش همه حرفتو میزنه و ابرو نمیزاره برات من تحربه دارم دیگه ....

پیچوندن دوست راحته من چی بگم مادر شوهرم با دخترش و دامادش هر ماه یه هفته میان از شهرستان 

اخه قبلا با هم صمیمی بودیم الان یه دفعه نمیتونم بپیچونمش خیلی سول میپرسه هرچی میخرم قیمت همه چی از شوهرم هی میپرسه اونوقت خودش خیلی مرموزه البته منم اصلا نمیپرسم اما ادم معذب میشه بچه اشم وسیله بچم رو میگیه بهش نمیده سرشم داد میزنه همش میگه بچم حساسه رود بهش بر میخوره ولی همش داره با بچه من بد رفتاری میگنه مادره هم هیچی بهش نمیگه هی تازه قربون صدفه اش میره 🤢🤢🤮🤮 بعدم هر چند وقت یه بار زنگ میزنه میگه بچم حوصله اش سر میره بیا اینجا با بریم بیرون اخه تو که بچت قاطیه وای دیگه امروز اعصابم ریخت بهم خیلی هم از رابطه خصوصی من و شوهرم میپرسه نمیدونم چرا اینا رو میپرسه البته من قبلا اشتباهی کردم و درد دل کردم

اره واقعااا تاازه قبل اعتمادم نیستن این ادما و خدا میدونه پشت سرمون چه حرفا که نمیزنن این ادما دو رو ...

منم یه بار درد دل کردم رفته بود به خانوادش گفته بود 

اخه قبلا با هم صمیمی بودیم الان یه دفعه نمیتونم بپیچونمش خیلی سول میپرسه هرچی میخرم قیمت همه چی از ش ...

به عنوان ی خواهر بزگتر از من به شما نصیحت با دوست صمیمی نشو، رک بگو شوهرم از رفت و آمد زیاد خوشش نمیاد 

به عنوان ی خواهر بزگتر از من به شما نصیحت با دوست صمیمی نشو، رک بگو شوهرم از رفت و آمد زیاد خوشش نمی ...

اره دیگه امروز خیلی شک کردم بهش شوهرم که اصلا ازش خوشش نمیاد میگه بهش اعتماد ندارم باهاش رفت امد میکنی خودم میخوام رابطه ام رو قطع کنم نمیدونم چه جوری هر دفعه زنگ میزنه یکی در مزون میپیچونم یا جواب تلفنا رو نمیدم اما ول کن نیست

منم یه بار درد دل کردم رفته بود به خانوادش گفته بود 

پس لطفا دیگه سادگی نکن و اصلا حرفتو پیشش نزن و باهاش قطع رابطه کن .... و اصا به فکر نارلحتی اون نباش وفکر نکن پشت سرت چه حرفایی میزنه .... عمرتو برای همچین ادمایی تلف نکن .... این ادما خیلی هم حسادت دارن ....عزیزم من ضربشو خوردم تو از همین حالا جلوشو بگیر این ادما بالاخره ضربشون رو میزنن چه تو باااش کات کنی چه ادامه بدی پس همین حاا کات کن که تمام بشه همه جیز من خودم روانشناسی دارم میخونم 

فکر کنم بهترین کار این هست که دیگه نری خونش و بعد از دوبار اصرار کردن حقیقت رو بهش بگی و بگی که دیگه دویت داری رفت و اند هاتو کم کنی و وقتتو بزاری برای  شوهر و بچت 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز