عاشق يه نفر بودم ، به هم نرسيديم ، حسرت دوست بودن با اون موند تو دلم ، الام هيشكس رو نميپسندم ، همه رو با اون مقايسه مي كنم ، دلم ميخاست با اون ازدواج كنم ، كمكم كنين ، ٢٧ سالمه احساس خطر مي كنم ولي دلم راضي نميشه ازدواج كنم
منم همینطورم ۲۵ سالمه عاشق ی نفر بودم و هستم همرو باهاش مقایسه میکنم فقط دلم پیش اونه خیلی دوسش دارم.ولی اون محلم نمیده.همه خواستگارامو به خاطر اون رد کردم