سلام بچه ها یه چیزی خیلی فکرمو درگیر کرده خواستم باهاتون در میون بذارم من حدودا یه ساله مشغول بکار شدم صابکارم آدم نماز خون قرآن خون نمازشو موقع اذان میخونه کلا آدم مذهبیه هست برادر شهیده خانمش بیشتر وقتا میاد مغازه واقعا خانم خوبیه از نظر اخلاق رفتار قیافه کلا اینقد خوبه من بهش میگم تو فرشته ای چند وقت بود به رفتار صابکارم شک کرده بودم مثلا میرفت بالا مغازه یواشکی با تلفن صحبت میکرد یعنی با یه گوشی دیگه بعد وقتی با ماشین میومد مغازه قبله اینکه از ماشین پیاده بشه یه بیست مین یا یه ربع تو ماشین با گوشی صحبت میکرد بعد پیاده میشد امروز دیدم اون گوشیش مغازه بود قفلم نداشت من رفتم پیام های ارسال شده و دریافتیشو خوندم دیدم داره به خانمش خیانت میکنه طرف بهش گفت زن داری گفت نه بعد صابکارم گفت شمارتو از یه خانم گرفتم گفته بود خیلی پایه هستی و پیام های دیگه اینگار دنیا رو سرم خراب شد چون خانمش تو زندگیم خیلی به من کمک کرد نصیحتم میکرد واقعا مثله یه مادر بود برام دستم لرزید وقتی خوندم استرس شدید خیلی حالم بو شد احساس میکردم اگه به خانمش نگم دارم بهش خیانت میکنم خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی نگفتم برای شما تا به حال اینجور چیزا اتفاق افتاده به خواهرم گفتم گفت به تو ربطی نداره خودمم نظرم همینه ولی خیلی داغون شدم چون واقعا خانمشو دوست داشتم هم صابکارمو دو تا بچه هم دارن بزرگن