بچه ها چن بار شنیدم که مادر نامزدم داره با آشناها در مورد ما صحبت میکنه. میون صحبتاش میگه پسرم زن نمیخاست، زورکی براش زن گرفتیم... خیلی اذیت میشم وقتی اینا رو میشنوم.. با اینکه من چند بار به پسرش جواب رد دادم و بازم اصرار کرد. باهاش ازدواج کردم. بنظرتون به نامزدم بگم؟ چیکار کنم؟
خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
بعد میپرسه چی شده جریان رو بگو اینطوری مستقیم از مادرش هم گله نکردی
خدایا شکرت که هوامو همه جوره داشتی حتی تو بدترین شرایط و جایی که اصلا فکرش نمیکردم خدایا مراقب دخترکم باش میخوام بهترین تو اخلاق و رفتار باشه موفق و با خدا و مردم دار باشه خدایا تو تربیتش بهم کمک کن