به زور پسره ریپلای کرده بود سر حرفو باز کرده بود یه کم حرف زدیم گفت ساکن فلان شهرین گفتم نه دیگه نگفتم کدوم شهر اونم گفت بله روز خوش منم گفتم روز خوش
نخواستم بگم کدوم شهر خودش بپرسه اخه همشهریم میخواستم بپرسه منم بگم فلان شهر اونم بگه عههه همشهریم
ولی نقشه هام خراب شد 🤕