خانواده من اصلا اهل تعارف نیستن و هیچ خوششون نمیاد دعوتی باشیم اصولا زنگ میزنن مثلا میگن من شام میام خونت و خب میان حالا میخای خوشت بیاد یا نه
موضوع اینحاست که وقتی میان کافیه یکبار به بچت غر بزنی یا یکم تو خودت باشی دیگه انگ خساست و اینکه خوشش نمیاد بیایم و ازینا میزنن
مساله دوم اینه که مثلا ناهار میان شام میمونن و شب میخابن و فردا عصر میرن گاهی فردا شب شامم میمونن و اخر شبش میرن همین منوال ماست سه شنبه مامانم ۲روز خونه من بوده و دیروز بودباز من زیاد تعارف نکردم چون واقعا من از این حجم رفت و امد خوشم نمیاد ولی اخرم یه جوری برخورد میکنن که عذاب وجدان میگیری
اخه درسته به نظر شما؟
مامان من تنهاست و گاهی فقط بقیه اعضا میان اما اینکه تنهاست دلیل نمیشه که شما میگید تقصیر منه؟
من دوست دارم هفته ای یکبار یه وعده دعوت هم باشیم حالا یا خونه من یا خونه خودش
خانواده همسرم که اصلا سالی یکبار هستن و خیلی مقرراتی هستن شاید منم به سیستم اینا عادت کردم که تحمل رفت و امد خودمونو ندارم