2777
2789
عنوان

عکسسه فرشم

242 بازدید | 26 پست

بچها کف خونمون به موکت نیاز داره 

چ موکتی بگیرم که ب فرشم بیاد 

(پالاز نمیشه فرش راه میره روش )

https://s4.uupload.ir/files/nwdn_file_temp_1621967350992_wxno.jpg

 🥰 ممنون میشم واسه اینکه زودتر بریم سر خونه زندگیمون دعا کنید برامون 🙏هیچوقت به خدا نگو مشکل بزرگی دارم... به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم... :)

چقدر قشنگه

خیلی مبارک باشه

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

قشنگه چه قدر😍

مرسی عزیزمم

 🥰 ممنون میشم واسه اینکه زودتر بریم سر خونه زندگیمون دعا کنید برامون 🙏هیچوقت به خدا نگو مشکل بزرگی دارم... به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم... :)
چقدر قشنگه خیلی مبارک باشه

قابل دار نیست عزیزمم

 🥰 ممنون میشم واسه اینکه زودتر بریم سر خونه زندگیمون دعا کنید برامون 🙏هیچوقت به خدا نگو مشکل بزرگی دارم... به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم... :)
فرشت شیکه‌.فقط کاش سرامیک بود کف خونت. ولی به نظرم‌ همون همرنگ زمینه فرشت بگیر موکت رو

مرسی عزیزم اره سرامیک بود خیلی خوب میشد 

این طرح برجسته ساده ها میخواستم بگیرم یکی گفت از مد افتاده دلمو زد موندم چیکار کنم 

 🥰 ممنون میشم واسه اینکه زودتر بریم سر خونه زندگیمون دعا کنید برامون 🙏هیچوقت به خدا نگو مشکل بزرگی دارم... به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم... :)
قابل دار نیست عزیزمم

قربانت عزیزم. به دل خوش استفاده کنی❤

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
چقدر قشنگه  پارکت کنین اگه شرایطش هست

مرسی عزیزم نه نمیتونیم پارکت کنیم مستأجريم 

 🥰 ممنون میشم واسه اینکه زودتر بریم سر خونه زندگیمون دعا کنید برامون 🙏هیچوقت به خدا نگو مشکل بزرگی دارم... به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم... :)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز