شده حسرت دلمتا وقتی زنش بودمحسرت زندگی زن و شوهر ها رو میخوردم الانم دارم طلاق میگیرمبازم حسدت زن و شوهر را رو میخورمانقدر باهم خوب ان پایه حتی حس دوستام با شوهر هاشونمیبینم ولی من الان ۲۲ سال عمر با دوسال زنرگی اخرش شد این یکشوهر معتاد و بیکار و رفیق باز و دهن بین ، دست بزن و اهل بیرون بردن نبود یکبار تو زمستون گفتمبیا بریم بیرون میگفت تو این سرما ببرمت بیرون نمیگن نگاه زن شو تو این سرما اوردا بیرون چیکار کنم دلمیکماروم بشه به خدا دارمدق میکنمدارم دیونه میشم اخه چرا من؟؟