2777
2789

بله🌺

ميشه لطفا براي حل مشكل مادرم دعا كنيد؟😔 ، لطفا اگه دعا كرديد بهم بگيد تا براتون حمد و ذكر يونسيه بخونم، خيلي سخته مادرت جلوي چشمات آب بشه و هيچكاري ازت برنياد، خدا رو بابت تمام نعماتي كه به من ارزاني داشته، شكرميكنم، ممنون ميشم در تاپيك چالش ناشناسم شركت كنيد🙂🌹 https://harfeto.timefriend.net/16393378956800

بله/برای منم دعا کن تو رو خدا بی بی چکم مثبت بشه

🤲🤲برای من هم دعا کنیدبرای سلامتی بچم صلوات بفرستین انشالله همه چیزاش ب خوبی پیش بره التماس دعا چون خیلی منتظر بودیم 🤲🤲🤲حاجت روا باشید

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تو راه هیچ مشکلی نداشتم تازه رفته بودم تویه ۸ماه خونه خاهرشوهرم برای شام دعوت بودیم اخه عادت داریم یا ما یا اونا هرجا هستن تو مسیری شام یا ناهار درس میکنیم بخورن.رسیدیم خونشون حس کردم خیسم

بعد رفتم تو اتاق دیدم شلوارم پرخونه زود به شوهرم گفتم اون میگف خب چی میشه؟من فقط میدونستم بدنیا میاد و سقط نمیشه چون اخراش بود یک ماه مونده بود به دخترعمم که ماما هست زنگ زدم گفتم اینجوری شدم گف زود برو زایشگاه معاینت کنه

باترس و لرز رفتم زایشگاه معاینم کرد نوار قلب گرفت و گف برو الان دکتر میاد رفتم ت یه اتاق نشستم بهم شیاف داد و گف مواظب باش تا دوسه روز دیگه خونریزیت قطع میشه چیزسنگین بلند نکن استراحت مطلق

نرفتم زایشگاه رفتم خونه مادرشوهرم شوهرم میگف چرا رشدنکرده من نمیخام یک کیلو گوشته من نمیخامش بندازش منم گریه میکردم بعدظهر با خاهرشوهرم رفتم دکتر مامایی بود بهم مکمل داد معاینه کرد گف برو استراحت مطلق گفتم من بچمومیخام نمیخام از دستش بدم گف نه بچه خوبه فقط رشدنکرده با این مکمل خوب میشه یک هفته گذشت مکمل تموم شد رفتم دکتر زنان سونو و اینا بهم گف همین الان برو زایشگاه اگه گفتن بستری شو حتما بستری شو وضع خرابع

سه روز تو همون حالت موندم روز سوم فشارم بشدت بالا رفت از استرس بود من میگم استرس بود چون خیلی میترسیدم بخاطر کرونا هیچ بالاسری نداشتم هیچکسو نمیدیدم حتی شوهرمو فقط خاهرشوهرم اومد منو میدید پشت در میرفت به شوهرم میگف خوبه و اینا برام خوراکی میاوردن ناهار شام .شبش دیدم خیلی لرز دارم و سردمه رفتم زیرپتو همینجوری میلرزیدم دکتر اومد گف چیشده عزیزم گفتم سردمع گفت زود برین فشارسنجو بیارین وضعش خوب نیس فشارمو گرفت ۱۷بود بهم دوتا قرص دادن خوردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز