نرفتم زایشگاه رفتم خونه مادرشوهرم شوهرم میگف چرا رشدنکرده من نمیخام یک کیلو گوشته من نمیخامش بندازش منم گریه میکردم بعدظهر با خاهرشوهرم رفتم دکتر مامایی بود بهم مکمل داد معاینه کرد گف برو استراحت مطلق گفتم من بچمومیخام نمیخام از دستش بدم گف نه بچه خوبه فقط رشدنکرده با این مکمل خوب میشه یک هفته گذشت مکمل تموم شد رفتم دکتر زنان سونو و اینا بهم گف همین الان برو زایشگاه اگه گفتن بستری شو حتما بستری شو وضع خرابع