2777
2789
عنوان

داستان زندگی

1568 بازدید | 50 پست

الان یه تاپیک بود خانومه میگف شوهر مذهبی میخوام 

دلم خواس اینو بگم 

خانواده ما اصلا مذهبی نبود و هممون خیلی راحت و ازاد

یه روز ک شوهرم اومد خواستگاریم (مذهبین همشون)بابام نمیذاش بریم حرف بزنیم ولی انقد اصرار کردن ک بابام راضی شد وقتی حرف زدیم اصلا نگف حجاب یا نماز فقط گف خودت انقد خوب حرف زد ک خوشم اومد ازش دلم میخواس یه روزهم ک شده با یه مذهبی زندگی کنم

به مدت یکسال بابام مخالفت کرد و اونها 5 بار اومدن بابام میگف دختر من نمیتونه تو محیط مذهبی زندگی کنه 

و بالاخره ک دید من راضیم قبول کرد

هرکی میاد تاپیک و خودشم میدونه ک میخواد ساز مخالف بزنه لطفا نیاد با احترام

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بعد ازدواج بهش میگفتم چادر سر کنم میگف میخوام خودت برسی به این باور دلم میخواد ولی زورت نمیکنم 

شبا میخوابیدم با صدای نماز شبش بیدار میشدم

عاشق رفتاراش شده بودم تو جمع خانواده رفتار مادر شوهرم پدر شوهرم همه انقد خوب بودن خودم خجالت میکشیدم

هرکی میاد تاپیک و خودشم میدونه ک میخواد ساز مخالف بزنه لطفا نیاد با احترام

یه بار دعای نماز شبشو شنیدم ک میگف خدایا خودت مهرتو به دلش بنداز خودت کاری کن خودش بیاد طرفت و این حرفها 

وقتی میومد خونمون وقتی ماهواره باز میشد به یه بهونه ای میرف بیرون ک 

کم کم از خونه بابام ماهواره جمع شد

پنجشنبه ها ک میرف هیئت به مامانم میگف بیاین بریم بعدش از اونجا بریم گشت و گذار ک کم کم مادرم نماز خوندن و چادری شدن و من با میل و خواسته خودم چادر سر میکردم ماه محرم وقتی چادر سر میکردم همش از من تعریف میکردن

هرکی میاد تاپیک و خودشم میدونه ک میخواد ساز مخالف بزنه لطفا نیاد با احترام

مادر شوهرم خیلی هوامو داش خیلی به من محبت میکرد شوهرم مهاندار قطار بود ماهی دو روز تو مشهد خادم افتخاری اقا امام رضا بود

هرماه میبردم مشهد بعد یک سال یهو چش وا کردم دیدم چادری شدم نماز خون شدم خانوادم متحول شدن 

خودم عاشق هییت و اینجور چیزها دلم جاهای مذهبی میخواس


هرکی میاد تاپیک و خودشم میدونه ک میخواد ساز مخالف بزنه لطفا نیاد با احترام
مادر شوهرم خیلی هوامو داش خیلی به من محبت میکرد شوهرم مهاندار قطار بود ماهی دو روز تو مشهد خادم افتخ ...

اخی عزیزم چقد قشنگ

اگر بودنمان مرزهای زندگی کسی را وسعت داده،می ارزیم وگرنه که هیچ...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108