2777
2789
عنوان

کمکم کنید

211 بازدید | 24 پست

از وقتی بابام فوت کردن . افسردگی گرفتم و پرخوری عصبی وزنم بالا رفته و از خونه نمیرم بیرون . حالم خیلی بده . خواب ندارم تا صبح بیدارم. نمیدونم چیکار کنم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

برو باشگاه ، برو کلاسی ک بهش علاقه داری مثل زبان ، شیرینی پزی ، خیاطی...

روحش شاد ، با خونه موندن و زانوی غم بغل گرفتن چیزی درست نمیشه ، برو بیرون برو کلاس روحیه بگیری

نی نی سایت سایتِ عَجایِب

افسردگیتو حتما درمان کن. با دکتر به شوهرتم نمی خواد بگی خودت برو که فردا بهت نگه روانی  و این حرفا. برای لاغری هم ۵ دقیقه قبل هر وعده ۱۰ لیوان به زور آب بخور تا اشتهات کم شه. 

اگه میتونست پاشه بره ورزش و برقصه که افسرده نمیشد ،عزیزم عزاداریتو بکن تا اندازه ای که میخوای گریه نکنی و عزاداری نکنی خالی نمیشی بقیشو بسپار به زمان خودش درست میشه من خودم شرایط تورو.داشتم ولی مامان بابام مرگشون دوروز فاصله داشت ولی هنوز زنده م

روانشناس هم بری معجزه نمیکنه بهتره باهاش کنار بیای عزیزم واقعیت تلخیه میدونم خیلی ام سخته

ولی تو ناراحت باشی روح ایشون هم اذیت میشه گریه کن زاری کن که خالی بشی اما ناراحت نباش ک چرا اینطوری شده و چرا نشده باید بپذیریش

من از اسمونی شدن پسرم 10 روز میگذره لاغر شدم موهام سفید شده ولی خب باید بپذیریم که اونجا جاشون خیلی بهتره و ما با ناراحتی فقط اذیتشون میکنیم باید براشون دعا کنیم و قران بخونیم

من هنوزم تو خواب میبینمش با لباسایی ک براش خریده بودم و برای پوشیدنش حسرت به دلم موند

ولی همینکه میبینمش خوشحالم

همین امروز خواب دیدم داره جلو جلو میدوعه میگه مامان چرا نمیای دمبالم بعد خورد زمین من گریه میکردم میگفت مامان من افتادم تو چرا گریه میکنی  

یه مامانِ کوچولو که فسقلیش آسمونی شده دلم برای انگشتای کشیده و کوچولوش ، موهای مشکی ، مژه های بور و لپای گول منگولیش حسابی تنگ شده .. قدر بدونیم ... من حتی حسرت پیچیدن صدای گریه هاش تو خونه رو میکشم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792