سلام دوستان ...
تاپیکای من اینجا فقط در مورد خیانتای شوهرم بوده ... تقریبا از همون اولاش که هنوز دوسش داشتمو تاپیک زدم ... اونا رو که میخونم میبینم چقدر سخت گذشته این مدت و نمیفهمیدم ... خیانتاش هم همه چت و عکس و تلفن بوده خیلیییی زیاد و مداوم و با چندیننن نفر متمادی ، هر بار هم قول میداد ک میذاره کنار و نمیذاشت ...
آخرین بار بهمن سال پیش بود که باز گند زد و دیگه من تحملم تموم شد
الان حدود پنج ماهه خونه پدرمم ، وکیل گرفتم ، مهریه مو همه شو بخشیدم و رای دادگاهمون هم اومد فقط منتظر مراحل آخرشم ...
میدونم ممکنه خیلی جاها دلم بگیره یا خیلیا میگن چت و تلفن چیزی نبود میموندی پای زندگیت ولی من دیگه بریدم ، هر روز نگران مضطرب ، گریه ...
چند شبم هست رفیقاش و خانوماشون زنگ میزنن شوهرت خیلی پشیمونه گریه میکنه بهش یه فرصت دیگه بده ، ولی من دیگه نمیتونم 😔😔😔
بعضی وقتا دلهره میگیرم که نکنه پشیمون بشم ، اما باز میبینم نمیتونم ببخشمش 😔😔😔