صبم ۹ بیدار شدم جارو کشیدم و ظرف گرفتم و رفتم حمام تا الان
من راشینم، تنها و مستقل، دلشکسته و ناراحت، دلسرد و بیرحم، پرتلاش خستگیناپذیر، موفق و توانا... مامان خانم جونم، خیلی دوستت دارم خیلی زیاد، با اینکه حسم یک طرفست، هم به خودت و هم به بابایی. آن خدایی که بزرگش خواندی! به خدا مثل تو تنهاست ... بخند:)بیپاسخ موندنت بخاطر شعور پایینته نه بیزبونی من×_× اگه درمورد مد و زیبایی سوالی بود، تا جایی که در توانم باشه درخدمتم گوگولیا...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
یکبار برای همیشه بیاید کنار هم انسانی زندگی کنیم؛ جوری که دیگه جایی برای حسرت نمونه. همه نگن ای کاش مردم یخورده باهم مهربون تر بودن ببین منو شاید غیر ممکن به نظر بیاد ولی شدنی ـهتنها راهش فقط شروع تغییر از خودمونه.هر فردی به تنهایی بدون در نظر گرفتن اینکه آیا دیگران هم در این پویش شرکت میکنند شروع به ایجاد حس خوب کنه.نتیجه قطعا لذت بخش خواهد بود...