💜سلام دوستان گرامی، روز زیبای سه شنبه تون بخیر و شادی، الهی امروز دیوارشادیتون بلند، اندیشتون مثبت و آرزوهاتون دست یافتنی باشه💜

بسم الله الرحمن الرحیم
صحیفه سجادیه تصنیف پیشواییست متعبد که بنابر جبر زمانه سجاده نشین باوقاری شده و پیشانی ادب بر خاک بندگی می ساید. خدای صحیفه سجادیه نه آنچنان عبوس، سخت گیر و پرهیمنه است که پیوسته باید از او ترسید و از سطوت و بزرگی اش یارای سخن گفتن نتوان داشت و نه چون خدای مولوی در مثنوی محبوبی دوست داشتنی است که بتوان مانند آن چوپان، چارقش دوخت و بر سرش شانه زد بلکه او مانند خدای مولا علی (ع) در دعای کمیل خدایی مقتدر، اما رئوف و مهربان است که در عین اقتدار، بنده خائف گریان، جرأت سخن گفتن و استغاثه در برابر او دارد و نرد عجز و بندگی به او می بازد و در عوض ابتدا بخشش گناهان و سپس مراد خویش از وی میستاند:
خدايا! شبيهترين چيزها به خواست و ارادهى تو و سزاوارترين كارها به بزرگوارى و عظمت تو، رحمت كردن بر كسى است كه از تو بخواهد تا به فريادش برسى؛ پس حال كه به درگاهت زارى مىكنيم، به ما رحم كن و به خاطر اين كه خود را در آستان تو افكندهايم، به فريادمان برس.(دعای31)
خدايا! پس در چنين حال و هنگامى، ما رانده شدگان درگاهت به سوى چه كسى رو كنيم؟ و از درگاه تو به كجا برویم؟ خدايا تو منزهى از اين كه ما را از درگاه خودت برانى. مائيم بيچارگانى كه جوابگويى آنان را بر خود، واجب گردانيدهاى و همان تيره بختانى هستيم كه وعده فرمودهاى كه گرفتارى آنان را برطرف سازى (دعای 10)
خدایا! همچنان که ما را به توبه فرمان داده ای و پذیرفتنش بر عهده گرفته ای، همچنان که ما را به دعا بر انگیخته ای و وعده اجابت داده ای، پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و توبه من بپذیر و به جایی که نومیدان از رحمت خود را باز می گردانی باز مگردان.
.. به سبب مدارای توست با من و احسان تو در حق من که از معصیتی که تو را به خشم آورد باز ایستم و از گناهانی که مرا فرسوده است دست بدارم، که عفو و بخشایش مرا از عقوبت و عذاب من دوست تر داری. (دعای 16)
سرانجام این بنده خائف سرتعظیم بر آستان کبریائی حضرت معبود فرود آورده و به عجز خویش معترف میگردد:
بارخدایا، بر من رحم کن، که من انسانی حقیر و کم ارجم. عذاب کردن من به قدر ذره ای هم به عظمت پادشاهیت نخواهد افزود و اگر می دانستم که عذاب من به عظمت پادشاهیت خواهد افزود، از تو می خواستم که مرا به تحمل آن شکیبایی دهی و خود خواهان زیادت آن می بودم. (دعای 50)
بارخدایا، خاموشی می گزینم، که از ستایشگریت ناتوانم و زبان بر می بندم، که از تمجید و تکریمت عاجزم. ای خدای من، نهایت کوشش من اعتراف به درماندگی من است، نه آنکه نخواهم، که نمی توانم.(دعای46)