خواهر شوهرام از اول بارداریم تا الان یه بار هم زنگ نزدن حالمو بپرسن. مادر شوهرم هم اصلا زنگ نمیزنع یا مثلا یه بار گفتم حوس قرمه سبزی کردم گفت بیا سبزی بدم ببر درست کن با اینکه میدونست حالت تهوع دارم نمیتونم غذا درست کنم. تازه به منم میگه تو باید زنگ بزنی سر بزنی. حالا خواهر شوهرم هفته ای ۳.۴ بار زنگ میزنه به شوهرم دقیقا ساعت هایی که میدونه شوهرم سر کاره. میگه بچه چطوره؟ کی بدنیا میاد. امشب به شوهرم گفتم مگه بچه تو شکم تو اِ ؟؟ چرا به من اصلا یبار هم زنگ نمیزنه.
برا منم همین کارو می کردن. منم اواخر بارداری م به یکی شون گفتم که تو دلم نمونه. گفتم شما که این همه پیگیری می کردید چرا بچه نمییارید و هر بار مارو می دیدین یا تلفنی، پرس و جو می کردین که خبری هست یا نه، الان که باردارم چرا یه زنگ نمی زنید؟ فکر می کردم باید خوشحال باشید. الان که براتون بی اهمیته، اون موقع چرا اینقدر پیگیر بودید؟؟ اونم به اون یکیا هم گفته بود اون یکی دو ماهو هر کدوم یکی دو بار زنگ می زدن. برا منم رفتار متناقضشون ناراحت کننده بود. در هر هر صورت من خودم دیگه هیچ وقت بهشون زنگ نمی زنم فقط تبریک عید یا تسلیت.
اینا هم یه جوری رفتار میکنن که بگن بچت مهم نیست. خبر بارداری هم دادم اصلا خوشحال نشدن. وایسا بچه بدن ...
بچه بالاخره برادرزاده شونه، حالشو از داداششون می پرسن. با این کارا می خوان به عروس بفهمونن که تو برا ما اهمیتی نداری. ولی بهتر، باعث میشن ارتباط تون کم بشه، دخالتاشونم کمتر میشه. نمی دونن برای اینکه بخوان راحت با برادرشون رفت و آمد کنن، باید به زنش هم احترام بذارن.در واقع کار شما رو راحت می کنن باعث کمرنگ شدن روابط میشن