2777
2789
عنوان

فاصله

61 بازدید | 10 پست

کفش های "فاصله" را

جلوی پاهایش جفت کنید

و آنقدر

بمانید و بگذارید و بخواهید که برود...


که اگر نرود...

لنگرش را انداخته است...


که اگر نرود

این بار...

این حرف ها هستند

که

هر لحظه پای رفتن دارند...

فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   

رقم نجومیش از دستم در رفته...

اما...

یه وقتایی در طول روز...

که

آمار شیطنتام از یه حدی میزد بالا...


متهم میشدم به دیدن کارتون اونم بدون صدا...


دیگه سکوت مطلق بود

و

دویدن چشمای من دنبال تصویر...


به نوعی یه نوع دیکتاتوریه مطلق تحمیل شده...


تقریبا ریز و درشت سکانس و پلان و اپیزود و لوکیشن هاش دستم بود...


حالا اون بخشای نقد تک تک کاراکترا و خویشتن پنداری و ... و ... بماند...


الان که می بینم خیلی هم برا من بد نشد...


تو این بهبوهه ای که نادیده گرفتن همدیگه تو رأسه و حرف اولو میزنه...


به نوعی...

اکران سکوت و ناگفته های همدیگه خیلی هنر میخواد...



فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیز ده تای من سن داشت اما قشنگ به زندگی گره خورده بود...



میگفت:آدمای عاشق پوست کندشون کنار هم قشنگه...


وگرنه گز کردن شمرون تا پامنار و چاییدنای دونفره تو شب چله رو همه بلدن...



فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   

تنفر از آدما یا یه رابطه ی تموم شده رو نباید خیلی بهش بال و پر داد...


تا جایی که دیگه اونقدا کش بیاد و دست و پای زندگی رو ببنده و روز و شباشو فلج کنه...


یه روز که دندون درد امونمو بریده بود...

با یه فشار کوچولوی انگشتام دیواره ی دندونم ریخت پایین...


فکر کردم این فشار حتما کار خودشو کرده...


آخه دندونای شیری تو بچگی همین خاصیت رو داشتن...


اما واقعیت این بود که ریشه ی اون دندون لعنتی تو عصبم گیر افتاده بود...


تنفر از آدما یا یه رابطه ی تموم شده رو هم میشه گفت همین شکلیه...


این تنفرا رو تا ریشه دار نشده مثل دندونای شیری بندازین دور...


باور کنید از یک جایی به بعد عصب زندگیتونو سخت درگیر میکنه...



فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   

یه شب که بیخوابی داشت خرخره م رو می جویید...


نشستم از ب بسم الله تا دال دوست داشتنی که بینمون بود رو تا خود خروس خوان نوشتم...


آفتاب دیگه داشت خودشو از لای پنجره می چپوند توی اتاق

که رضایت دادم قلم رو کنار بذارم...


چشمام داشت از بی خوابی دو دو میزد

از اتاق زدم بیرون


مادرم که مثل همیشه داشت چایی دم میکرد و میز صبحانه رو می چید


صورتش گل انداخت و با اشاره ی ابروهاش گفت:گوشه ی لبت!!!


با تعجب به گوشه ی لبم دست کشیدمو نگاهی به انگشتام کردم...

اما چیزی نبود!!!


به گمونم یه تیکه از دوست داشتنت لای لبام گیر افتاده بود که سعی داشت خودشو به بیرون پرتاب کنه


دوست داشتنت اون قدری شیرین بود که حین نوشتن کلمه ها مثل بچه هایی که آب نبات می مکن و به قول ما بزرگترها گند میزنن به لب و لوچه شون از سر و کول لبام داشت بالا میرفت...


اون لحظه یاد حرف استاد ادبیاتم افتادم که همیشه میگفت:دوست داشتنا که به وقتش به بلوغ برسن یه شیپور میگیرن دستشون و تموم ناگفته ها رو جار میزنن...


فهمیدم که به راستی مادرم همه ی ناگفته های منو قبلا واسه یه بارم که شده زندگی کرده...




فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   

از شما چه پنهان...


قدیم ترها عاشق پسره یخ در بهشت فروش محله مان بودم...


هر روز عشق را با یک مزه ای خاص از دستانش میگرفتم...


پرتقال...سیب...توت فرنگی و ...


چندوقت بعد بدون اینکه بدانم جور و پلاسش را جمع کرده بود و از محله مان رفته بود...


نمیدانم کجا و چرا؟


من اولین بار عشق را در یک روز از اردیبهشت لای یک عالمه یخ در بهشت به روزگار بخشیدم...


بعدها پای کافه بستنی ها به شهر باز شد...


سراغ یخ در بهشت را که از پیشخدمتش گرفتم گفت: کجای کاری خانوم؟


دوره ی یخ در بهشت و این حرف ها که خیلی وقت است که گذشته است...


گفتم:خب راه دوری نمیرود اگر کنار این همه نوشیدنی من درآوردی و از فرنگ آمده بقول خودتان یخ در بهشته بخت برگشته ای هم باشد...


شاید کسی هنوز با تمام وجود در گذشته جا مانده باشد...



فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   

یک نویسنده قهار 👌


حتما پیگیر استعدادتون بشید ،

تا بتونید بیش از پیش شکوفاش کنید.

احسنتم🌹

چه خوب که می تونید ایده بدین برای متن های عاشقانه برای همسر ،مادر، پدر ، خواهر و ...

و باعث و بانی خیر بشید با نوشته های قشنگ تون 

و یا نوشتن دل نوشته های عاشقانه برای امام زمان و ائمه 


یعنی می تونید با مهارت تون کار فرهنگی انجام بدین 

این از بُعد انگیزه ی معنوی 

و همچنین پرورش استعداد ، برای اعتماد بنفس و مشغولیت مثبت یک آدم خیلی موثره 

خدا پشت و پناهتون

  

یک نویسنده قهار 👌 حتما پیگیر استعدادتون بشید ، تا بتونید بیش از پیش شکوفاش کنید. احسنتم🌹 چه ...


من سورپرایز شدم واقعااااااااااا


فقط میتونم در برابر این حجم از تحسین بگم به معنای واقعی سپاسگزارم عزیزم   


باعث افتخاره اگه بتونم قلمم رو برای خدمت به ائمه کاربردی کنم   


و امیدوارم روزی بتونم به اون حدی برسم که در مقابل این حجم از لطف شما حرفی برای گفتن داشته باشم     



فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   
من سورپرایز شدم واقعااااااااااا فقط میتونم در برابر این حجم از تحسین بگم به معنای واقعی سپاسگزار ...

نظر واقعی م را گفتم

قطعا می تونید موفق بشید اگه پیگیر بشید🌺 ...ان شاءالله 

توفیق خدمت به ائمه را برای سرکار عالی از خدا خواستارم 

موفق و سربلند باشید خواهر گلم 

نظر واقعی م را گفتم قطعا می تونید موفق بشید اگه پیگیر بشید🌺 ...ان شاءالله  توفیق خدمت به ائم ...


   زنده باشین آبجی جانم


ان شاءالله سلامت،موفق و سربلند باشید   

فرشته ساداتم /     تا خدا هست و خدایی میکند / مجتبی مشکل گشایی میکند   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز