2777
2789

سلام دوستا اومدم درد و دل کنم واقعا خسته ام شوهرم خوب یعنی کلا اخلاق بدش کم ولی ن ب من توجه داره ن حامی من ن عشقش و نشون میده کلا همش فک میکنم وجود نداره خستم خیلی از این همه بی فکری کلا بهش میگم میگه من محتاج محبت نیستم اگ بگم منم میگه تعقیر بده خودتو چیکار کنم

نخونده میگم همه مردا نچسبن 

+چیشد ک نتونستی قبول شی؟                                       _هی منتظر موندم ساعت رند بشه درس بخونم                                  عکسم به اسمم ربطی نداره... ولی به امضام که داره.. تو فک کن اینشتینم مثه من بوده.. برگااام

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چه بی احساس

فکر کنم درصد کمی اینطور باشن

همسر من نیست

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

منم با همسرم دعوام شد خیلییی زود جوشه الکی سر یه چیز الکی دعوا کردیم گفت بسته ادامه نده هی منم ادامه دادم گفت بسه دیگه فحش میدمااا گفتم غلط کردی بدیم. مهم نیست عادیه شخصیتت همینه الانم از دیروزه قهریخ دو دلم میخمام برم آشتی کنم دلمم نمیاد

زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه

نه والا همه مردا اینجوری نیستن شوهر من کوچکترین تغییر رفتار یا کم محلیم رو حس میکنه و اهمیت میده خودمم همینجورم و خیلی راحت ابراز احساسات میکنیم یه مدت گیر نده و محلش نذار شاید تغییر کرد رفتارش

دختری از جنس غم اما ظاهری شاد :)                     خدایا زمینت دیگر بوی انسانیت نمیدهد یک تکه آسمان کلنگی چند؟                                                               تیکر تولدمه🙃
میشه نظر بدین تورو خدا 

یه مدت خودت رو خیلی خوشحال نشون بده ، اسانس گل محمدی رو بو کن یا گلاب ،روحیه خودت رو بالا میبره ،وقتی شما نشاط داشته باشی اونم کم کم بهتر میشه ، البته اگه تونستی توی چای شوهرت هم از گل محمدی استفاده کن ،بسیار آرامش بخشه و محیط خونه که اروم باشه خود جوش محبت میاره و سردی رو از بین میبره 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792