منم معتقدم اگر بخوایم یه بچه تک فرزند رو خوب تربیت کنیم واقعا یه جاهایی مادر خیلی صرف بچه میشه،گاهی مادر حتی نمیتونم یه آرایشگاه بره یا ختی دستشویی و...حتی شاید وقت شونه کردن مو هم راحت پیدا نکنه ولی وقتی فرزندان بیشتر بشن،و وابستگی شدیدشون از دوش مادر برداشته بشه،مادر بهتر میتونه به خودش برسه.حتی توی درس هم اگر سن بچه ها به هم نزدیک باشه میتونن به هم کمک کنن.مثلا به هم املا بگن،توی تحقیق مدرسه و...به هم کمک کنند،زیادند دوستانی که با وجود چند بچه فراغ بالی پیدا کردند حتی درس بخونند.چون بچه هاشون مستقل ترند و مادر هم برای خودش وقت پیدا میکنه.جالبه نسل قدیم با اینکه بچه کوچیک داشتن و امکاناتی چون لباسشویی و پوشک و حتی آب لوله کشی نبود،چقدر جالبه که کارهای هنری می کردند مثل بافندگی و قالی بافی و...و روحیه های با آرامشی داشتند.
اما نسل امروز ما غالبا تک فرزندانی هستند که از صبح تا شب یه گوشه نشستن و با تبلت بازی میکنند و غالبا پدر و مادر هم شاغلند بیرون از خونه و لذت خاصی از زندگی نمیبرند و بچه تجربه ی دنیای واقعی رو نداره و آسیب روحیش خیلی زیاده و ممکنه در آینده دچار اشتباهاتی بشه که مهمترین علتش کمبود محبت روحی در کودکیه و نبود همبازی و یادگرفتن حس تعامل و...
نگید که از بچگی میفرستیم مهد یاد میگیره که اونم همه ی روانشناسا تأیید نمیکنند و اگر نظارت والدین بر دوستان فرزند و محیط و مربیها و...نباشه بهترین تایم تربیت بچه از دست میره و در واقع بچه تربیت شده ی سبک زندگی دوستان و محیطش میشه نه خانواده و اثرات بدش در آینده بیشتر نمود پیدا میکنه.در اینجا رفاه و امکانات بدون اثر خانواده و تربیت درست،باعث آسیب شدیدی در روح و شخصیت آینده ی بچه میشه.
تازگیا فهمیدم تا سن6سالگی،مهمترین و طلایی ترین دوران طلایی تربیت و شکل گیری شخصیت بچست!