من با یه بچه بشدت پشیمونم خیلی زیاد
خیلی خسته و عصبیم میکنه
هنش نق نقو بشدت بدغذا بهانه گیر لجباز
خودمم ک هیچی از عصاب و ارامشم نمونده روانیه کامل شدم ازدستش
بااینکه دمنوش و مدیتیشین واینکارا رو میکنم ولی اصلا اروم نیستم
بقول یکی از کاربرا میبینم همه بابچه هاشون کیف میکنن میرن سفر و تفریح حسرتش به دلم میمونه
هرجارفتم پشیمون برگشتم
نمونش امروز صبحانه نخورده ناهارجایی دعوت هستم
مطمئنم ک میخاد بی اعصاب بازی دربیاره و کوفتم کنه
رودربایستی ام دارم نمیتونم نرم
بخدا ازدستش هیچجا نمیرم و راضی نیستم کسی بیادخونمون
حتی باباشم خونه بودنی رومخی میشه دیگ چه برسه به مهمون
اه خسته ام خیلی