2777
2789
پیامبر خدا(ص) به قدرى از احتمال رشد جمعیت نادان و لاابالى در بین امت خود نگران بوده است که در هشدارى جدى, به امت خویش مى فرماید: (لا یلقى الله سبحانه احد بذنب اعظم من جهالة اهله و اولاده. خداوند سبحان را کسى به گناهى بزرگ تر از نادانى و تربیت نادرست اعضاى خانواده اش دیدار نمى کند.

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

امام على(ع): (سوءالتدبیر مفتاح الفقر.)147 کج اندیشى و بدى مدیریت, کلید فقر است. 5 ـ3. امام على(ع): (آفة المعاش سوء التدبیر.)148 بلاى زندگى, برنامه ریزى نادرست است. 6 ـ3. امام على(ع): (من استقبل الامور ابصر ومن استدبر الامور تحیّر.)149 هرکه کارها را پیش بینى کند, بینا مى شود و هرکه از نتیجه کارها روى گردان شود, سرگردان مى شود. 7 ـ3. امام صادق(ع): (من الدین التدبیر فى المعیشة.)150 دوراندیشى در زندگى, از دین است. 8 ـ3. امام صادق(ع): (…وجوز لهم ان یاکلوا قصداً, ویشربوا قصداً, ویلبسوا قصداً, وینکحوا قصداً…)151 خداوند, بر شما روا شمرده: خوردن, آشامیدن و ازدواج, به اندازه. 9ـ3. پیامبر(ص): (ان ما قلّ وکفى, خیر مما کثر والهى.)152 آنچه کم و کافى است, بهتر است از آنچه زیاد و مشغول کننده است.
رسول گرامى اسلام: (من فقهک, رفقک فى معیشتک.) از دین شناسى تو این است که با مدارا و ملاحظه زندگى بکنى. 2ـ3. رسول گرامى اسلام: (التقدیر نصف المعیشة.) برنامه ریزى نیمى از زندگى است. 3ـ3. امام على(ع): (فى صفة اللبیب: (راقب فى یومه غده, ونظر قدما امامه.) انسان خردمند, در امروز مراقب فرداى خویش است و از هم اکنون آنچه در پیش دارد, مى بیند.
8 ـ3. امام صادق(ع): (…وجوز لهم ان یاکلوا قصداً, ویشربوا قصداً, ویلبسوا قصداً, وینکحوا قصداً…)151 خداوند, بر شما روا شمرده: خوردن, آشامیدن و ازدواج, به اندازه. ازدواج والاااااااااا
من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
شهید بهشتى: (اگر واقعاً مطالعات کارشناسان اجتماعیِ با ایمانِ با بصیرتِ واقع بینِ همه سونگر و محاسب, به این نتیجه رسید که اگر در جامعه اسلامى تیراژ فرزندان از عدد معینى بالاتر رود جان این جامعه و هستى این جامعه و سلامت این جامعه در معرض خطر است, به راحتى مى توان فتوا داد که بر این امت واجب است که میزان فرزندان را در حد معیّن نگه دارد; چون ما با نصوص اسلامى فراوان دریافته ایم که جان جامعه از جان فرد محترم تر است
مکارم شیرازى: (یکى از اصول مهم مدیریت, ایجاد توازن میان امکانات و نیازها مى باشد و در صورت عدم موفقیت ایجاد توازن میان امکانات و نیازها, نظام مدیریت دچار اشکال مى شود. در حال حاضر, کارشناسان جمعیتى, معتقدند که موازنه جمعیتى کشورها به هم خورده, براى ایجاد هماهنگى, دو کار مى توانیم انجام دهیم, یا این که امکانات مان را افزایش دهیم و یا از نیازهاى مان بکاهیم. در کوتاه مدت, نمى توانیم امکانات را افزایش دهیم, پس چاره اى نداریم جز این که نیازها را کاهش دهیم. آنچه در کشور ما مشکل جمعیت را پیچیده مى کند, رشد تصاعدى جمعیت است و دیگر این که کنترل جمعیت با مسائل اعتقادى و عاطفى مردم مرتبط است; لذا باید کار با دقت, ظرافت و مطالعه بیش تر و عمیق ترى صورت گیرد. در روایات و قرآن, کمیت جمعیت به عنوان یک اصل مطرح نیست و جز در یک مورد استثنایى که مربوط به قوم بنى اسرائیل است, بر افزایش جمعیت تأکید نکرده است; بنابراین چیزى به نام فزونى جمعیت در قرآن نمى بینیم. اصولاً یکى از اصول شناخته شده در قرآن, توجه زیاد به کیفیت است, و بر روى (فرزندان صالح) تأکید شده است. آنچه اسلام براى آن صلاحیت قایل شده فزونى شایستگى و کیفیتهاست…
محمد یزدى: (ایجاد تعادل بین رشد جمعیت و نیازمندیهاى جامعه, بخصوص در زمینه تغذیه, آموزش و پرورش و بهداشت و درمان, از ضروریات اجتناب ناپذیر است و اگر این تعادل و توازن رعایت نشود, پى آمد آن انحطاط اقتصادى, فرهنگى و اجتماعى است و در چنین صورتى در آینده با عواملى مواجه خواهیم شد که با ماهیت جرم زایى خود, امنیت و ثبات جامعه را نیز دستخوش خطرات تازه اى خواهد کرد. … توجه مردم مسلمان و آگاه کشور را به اهمیت والاى تربیت فرزندان در اسلام و تعالیم عالیه آن جلب مى کنم, تا با عنایت به نیاز جامعه اسلامى, که در حال توسعه و بازسازى است, فرزندانى بپرورند که هرچند از نظر تعداد قلیل, ولى از نظر کیفیت و بهره دهى از توان بالایى برخوردار باشند.)
فلسفه ازدواج, بسیارى فرزند نیست: قرآن, در آیات یاد شده, با تأکید بر اصل ازدواج, تنها به ساختار وجودى زنان که آمادگى آنان است براى زه و زاد, اشاره کرده, و در این که باید فرزند داشته باشند و شمار آنها, از ظاهر آیات, چیزى به دست نمى آید. مگر در جمله پایانى آیه سوم سوره نساء که درباره شمار همسران است: (ذلک ادنى الا تعولوا) یعنى برابر تفسیر شمارى از مفسران80: داشتن یک زن, براى پیشگیرى از بسیار فرزندان, مناسب تر است. صاحب جواهر, مى نویسد: (یافتن فرزند, علت مستحب بودن امر به ازدواج نیست, تا حکم دایرمدار آن باشد, بلکه حکمت آن است, و نگهداشت همیشگى آن لزومى ندارد.)
جلوگیرى از به دنیا آمدن فرزند, دست اندازى و داخل شدن در کار خدا و قانون طبیعت است: پاسخ چنین برداشتى از قرآن و معارف عالیه اسلام را شهید مطهرى چنین بیان مى کند: (…مى گویند: دخالت کردن افراد بشر در این کار, دخالت کردن در کار خداست. مرگ و میر و زاد و ولد کار خداست و کسى حق ندارد در کار خدا مداخله بکند, کسى حق ندارد مثلاً با قرصهاى ضد آبستنى جلوى تولید نسل را بگیرد…. پایه این فکر از نظر اسلام غلط است. کار خداست یعنى چه؟ البته همه چیز کار خداست و ما هم بنده خدا هستیم. مگر گیاه ها که از زمین مى رویند به اذن و اجازه خدا نمى رویند؟ مگر شما, فرضاً, کشاورز هستید و امسال این قسمت زمین را کشت و کار مى کنید و سال دیگر, قسمت دیگر را, امسال گندم و سال دیگر جو مى کارید, و سال بعد چغندر, در کار خدا مداخله کرده اید که امسال این زمین را مى کارید و سال بعد آن زمین را مى کارید, و یا در نوع بذر به دلخواه خودتان رفتار مى کنید؟ کار خدا این است که جهانى به این عظمت آفریده است و آن را با قوانین محکم و لایزال خود به گردش درآورده است. محال است که بشر بتواند در کار خدا مداخله کند; یعنى آفریننده و گرداننده جهان بشود. بشر و فکر و اراده و نبوغ و ابتکار بشر همه جزئى از جهان و نظام الهى است. هر کارى که بشر مى کند, در حقیقت, قضا و قدر الهى را اجرا مى کند. جهان و قوانین جهان, همه متساویاً مخلوق خدا است, ما هم بنده خدا هستیم, ما و اراده ما و قدرت ما و نیروى ما و همه چیز ما را خدا خلق کرده است. دست ما هم دست خداست, در کار خدا مداخله کردن معنى ندارد; یعنى کارى که برخلاف قضا و قدر الهى و برخلاف علم ازلى الهى باشد در دنیا واقع نمى شود.)82
بسیارى فرزندان, مایه قدرت و اقتدار: برخلاف صاحب نظرانى که پسندیده بودن زیادى فرزند را از آیات قرآنى استنباط کرده و بسیارى مردمان یک سرزمین را عامل پیروزى در صحنه هاى سیاسى و نظامى و اقتصادى قلمداد کرده اند, ما در کاوش قرآنى خود, نه تنها به چنین نتیجه اى دست نیافتیم, بلکه, برعکس, آنچه به آن دست یافتیم نکوهشِ داشتن فرزند بسیار بود: 1ـ3. (کالذین من قبلکم کانوا اشدَّ منکم قوةً واکثر اموالاً واولاداً… اولئک حبطت اعمالهم فى الدنیا والآخرة).85 مانند آن کسان که پیش از شما بوده اند که به نیرو از شما سخت تر و به خواسته و فرزند فزون تر… کارشان در این زندگى و زندگى پسین, تباه شده است. 2ـ3. (و قالوا نحن اکثر اموالاً و اولاداً و ما نحن بمعذّبین.)86 و گفتند: ما به خواسته و فرزند بیش تریم و ما عذاب شونده نئیم. ظاهر آیات و سیاق ورود آنها, بیان گر آن است که قرآن مجید, تنها داشتن بنیه اقتصادى و کسان را عامل اقتدار و پیروزى در جبهه هاى اقتصادى, نظامى و فرهنگى, نمى داند و چه بسا, آنها را عامل شکست و خسران اجتماعى مى شناساند.
اصل اندازه دار بودن پدیده ها 1ـ1. (وانّا کل شىء خلقناه بقدر.)103 ما هر چیزى را به اندازه آفریدیم. 2ـ1. (وکل شىء عنده بمقدار.)104 هر چیزى در نزد او به اندازه است. 3ـ1. (قد جعل الله لکلّ شىء قدرا.)105 خداوند براى هر چیزى اندازه اى قرار داده. 4ـ1. (وان من شىء الاّ عندنا خزائنه وما ننزّله الاّ بقدر معلوم.)106 هیچ چیز نیست جز آن که انباشته هاى آن نزد ماست و ما جز به اندازه دانسته فرو نفرستیم اش. 5 ـ1. (وقدر فیها اقواتها فى اربعة ایام سواء للسائلین.).107 روزیهاى آن را به اندازه نهاده است, به چهار روز, یک سان براى خواهندگان. 6 ـ1. ( الذى خلق فسوى والذى قدّر فهدى.)108 آن که بیافرید و بیاراست و آن که اندازه نهاد و راه نمود. و آیات بسیارى که جملگى حاکى از وجود حد و مرز و حساب و کتابى در آفریده هاى خداوندى است که براساس خواست الهى و نظام مندى جهان هستى, از آن حدود و اندازه فراتر نمى روند و درنمى گذرند.
(وما اموالکم ولا اولادکم بالتى تقربکم عندنا زلفى.)90 خواسته ها و فرزندان تان چیزى نیست که شما را به جایگاه, نزد ما نزدیک دارد. (کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله, والله مع الصابرین.)91 بسا گروهى اندک که بر گروهى بسیار, به فرمان خدا چیره مى شود. خداوند با شکیبایان است. در بررسى آیات و حتى روایاتى که پس از این به آنها خواهیم پرداخت, به این نتیجه مى رسیم که قرآن کریم, نه تنها دعوتى به افزایش شمار فرزندان ندارد, بلکه به هیچ روى, ستایشى هم از آن نکرده است. آنچه از تفاخر و پشتگرمى به فرزندان, در آن دیده مى شود, سخن جاهلانه گروه هاى غیر توحیدى است که به عنوان نفى چنین دیدگاه هایى و فرهنگ سازى توحیدى, در آیات الهى بازتاب یافته است.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792