سر یه چیز الکی بهونه گرفت و داد و بیداد کرد
برسم خراب شده دوروزه با برس اون موهامو شونه میکنم
امروز برسو برداشت گفت توموهاتو باهاش شونه کردی؟
گفتم آره
گفت هممممیییییشه برس مو داره
گفتم همممیییشه نبوده من دوروزه با این برس موهامو شونه کردم
یهو شروع کرد به داد و بیداد
دروغ نگوووو دروغ میگیییییی
دیگه بهت اعتماد ندارم یکاری میکنی بهت اعتماد نداشتباشم
گفتم خب نداشتباش
گفت پول مهریه ندارم اگرنه طلاقت میدم(این حرفو چندبار گفته)
گفتم مهریه رو قسطی میکنن میتونی بدی مهریه بهونس
گفت نه قسطی نمیکنن
همینجوری داد میزد و میومد دیگه نفهمیدم چی شد فقط دیدم داره میزنه تو سرم بادست ازش دور شدم و اومدم تو اتاق
به خانوادم فحش داد بخودم فحش داد
دوست داشتم برم اما نخواستم تو عصبانیت تصمیم بگیرم