من نمیدونم چم شد یا چی میشه که آنقدر روانم بهم ریخت جلو دوستش تو مسافرت بهش کلیییی بد و بیراه گفتم کلییی دعوا کردیم
بعد از اون من آمدم خونه بابام و شوهرم بهم میگه من و همه چیمووو خورد کردی نمیتونم مثل قبل باهات باشم منم بهش گفتم نمیتونم خونه بابام بمونم واسه قهر اگه قرار بر جدایی جدا شیم
میگه نمیتونم ازت جدا شم دوستت دارم و نمیتونم فکر کنم هیچ اتفاقی نیوفتاده
قرار شده خونه بگیره برای من جدا برای چند ماه تا یکم دور باشیم
نظرتون چیه حق باهاشه ؟؟؟
دلم میخواست سر زندگیم بودم 😭😭😭😭
تنها زندگی کردن اذیتم خواهد کرد از یه طرف نمیخوام خانوادمم اینو بدونن