چند روزه کارم نذر و نیاز و دعا و دعای توسل و ذکر و .... خیلی امیدوار بود خییییلی خوشحال بودم
نمیدونم چرا هیچ کدوم نتیجه نداد و بی فایده بود
رفتم یجا برا مصاحبه کار گفت هفته دیگه بهت خبر میدم شرایطش برای من خیلی اوکی بود
حالا امروز زنگ زدم میگم چیشد میگه یه نفررو گرفتم میخوام ببینم اون چطوره اگه خوب نبود شمارو میگم
که مطمئنم قبولش میکنه چون سابقه کارم داره
فقط موندم چرا الکی منو امیدوار کرد ؟چرا الکی منو مسخره خودش کرد ؟
داغونم داغوووووون
میخواستم یه مقدار از حقوقمرو هرماه بدم به مادرم که دستش تنگه ولی....
هرچی اشک میریزم اروم نمیشم خیلی به پولش نیاز دارم