بچه ها یکی از اقوام من طی دعوایی که پیش اومده بود حرفای چرت بهم زده ولی چون خیلی نزدیکیم ممکنه رو برو بشیم باهم هر وقت یاد تهمتاش و یاد حرفایی که دلمو سوزونده میفتم دیوونه میشم و تو ذهنم حک شدن همشون اصلا نمیتونم فراموش کنم تحقیرم کرده و فحشای بد گفته ولی به خاطر شوهرم جلوی خودمو گرفتم الان چند وقته درگیر حرفاشم هیچ جوره خالی نمیشم به نظرتون چیکار کنم کمی آروم بشم البته اینم بگم خودش از قصد این حرفارو زده تا عصبیم کنه میدونه هیچ کدوم از حرفاش صحت ندارن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حالاهم که میخای بگی خیلی شورش نکنی خیلیمودب بگو ایشون یک سری حرفای پشت سرمن گفتن که خیلی زشت بوده لطفا یا راهنمایش کنید که اگه این دفعه تکرار بشه جوردیگه برخورد میکنم یا یه ادم فضول پیداکن یک چنوتا حرف بهش بگو درباره اون خانمه که اونم بره بهش بگه بد خودشو جمع میکنه