بچه ها یکی از اقوام من طی دعوایی که پیش اومده بود حرفای چرت بهم زده ولی چون خیلی نزدیکیم ممکنه رو برو بشیم باهم هر وقت یاد تهمتاش و یاد حرفایی که دلمو سوزونده میفتم دیوونه میشم و تو ذهنم حک شدن همشون اصلا نمیتونم فراموش کنم تحقیرم کرده و فحشای بد گفته ولی به خاطر شوهرم جلوی خودمو گرفتم الان چند وقته درگیر حرفاشم هیچ جوره خالی نمیشم به نظرتون چیکار کنم کمی آروم بشم البته اینم بگم خودش از قصد این حرفارو زده تا عصبیم کنه میدونه هیچ کدوم از حرفاش صحت ندارن
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
حالاهم که میخای بگی خیلی شورش نکنی خیلیمودب بگو ایشون یک سری حرفای پشت سرمن گفتن که خیلی زشت بوده لطفا یا راهنمایش کنید که اگه این دفعه تکرار بشه جوردیگه برخورد میکنم یا یه ادم فضول پیداکن یک چنوتا حرف بهش بگو درباره اون خانمه که اونم بره بهش بگه بد خودشو جمع میکنه