من و یکی از جاری هام تو یه ساختمونیم چند شب پیش دیدیم جاریم خونه نیست درشونو دارن محکم میزنن شوهر رفت دم در دید اون یکی جاریم هستش میخوان بیان خونه برادرشوهرم هر چقدر بهش گفت حالا که اونا نیستن بیاید خونه ما نیومدن تو خیابون منتظر وایسادن زنگ زدن به جاریم که اره ما دم درتونیم کجایید اونم گفته بود منتظر بمونید بیایم بعد که اومدن خونه ما میخواستیم بریم بیرون دیدم در واحد جاریم بازه اون یکی جاریم نشسته روبه روی در البته زیر چشمی نگاه کردم سلام هم ندادم رد شدم رفتم حالا نمیدونم اون منو دیده یا نه شوهرم گلایشون رو به مادرشوهرم گفت اونم گفت چون شما خونه اونا نمیرید اونا هم نمیان منم گفتم من از وقتی عروستون شدم کدوم عروستون رفته خونه اونیکی به جز این دوتا که جیجی باجی هستن حالا خلاصه شب خونه مادرشوهرم رفته بودیم اون جاریم زنگ زد که داریم میایم اونجا تا از مادرشوهرم شنید منم اونجام گفت بعدا میایم حالا اگه ببینمش چه رفتاری باهاش داشته باشم؟
اخه تو خیابون وایسادن رو به اومدن به خونه من ترجیح دادن مگه من چیکارشون کردم والا من ماهی یه بار هم ...
خوتو اذیت نکن جاریای منم از این مدل رفتارا خیلی دارن من برم خونه مادرهمسرم اون باشه اونجا تا من برم تو اون میاد بیرون و هزاران رفتار مث این تو به همون روند قبلت ادامه بده ولشون کن منم ولشون کردم هرچند ک خیلی دیر اینکارو کردم
پس سرت ب کارای خودت گرم شه عین خیالتم نباشه عادی رفتار کن گله هم ب مادرشوهرت نکن ک فک نکنن خ مهمن ...
متاسفانه این کار رو نکردم رفتم برای گواهینامه ثبت نام کردم شوهرم به همه گفت حالا نمیتونم امتحان افسری رو قبول بشم فیلم های راننده های خنگ رو که نمیتونن قبول بشن رو میزاره تو گروه خانوادگی